vigor

[ایالات متحده]/ˈvɪɡə/
[بریتانیا]/ˈvɪɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قدرت بدنی و سلامتی خوب؛ انرژی، اشتیاق یا نشاط

عبارات و ترکیب‌ها

full of vigor

پر از نشاط

vigor and vitality

انرژی و شادابی

with great vigor

با نشاط فراوان

youthful vigor

طراوت جوانی

vigor in action

نشاط در عمل

renewed vigor

نشاط تجدید شده

vigor of life

نشاط زندگی

vigor and strength

نشاط و قدرت

vigorously pursue

به طور پرشور دنبال کردن

vigor in sports

نشاط در ورزش

جملات نمونه

she approached her work with great vigor.

او با شور و نشاط فراوان به کار خود پرداخت.

he spoke with vigor during the presentation.

او با شور و نشاط فراوان در طول ارائه صحبت کرد.

the team played with vigor and enthusiasm.

تیم با شور و نشاط و علاقه زیاد بازی کرد.

exercise can help you regain your vigor.

ورزش می‌تواند به شما کمک کند تا شور و نشاط خود را دوباره به دست آورید.

she danced with vigor at the party.

او با شور و نشاط در مهمانی رقصید.

his vigor for life is truly inspiring.

شور زندگی او واقعاً الهام‌بخش است.

the project was completed with vigor and efficiency.

این پروژه با شور و نشاط و کارایی به اتمام رسید.

they tackled the challenges with vigor and determination.

آنها با شور و نشاط و قاطعیت با چالش‌ها مقابله کردند.

vigor is essential for maintaining good health.

شور و نشاط برای حفظ سلامتی ضروری است.

she approached her studies with renewed vigor.

او با شور و نشاط تازه به تحصیل خود پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید