electrics

[ایالات متحده]/ɪˈlɛktrɪks/
[بریتانیا]/ɪˈlɛktrɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علم برق؛ دستگاه‌ها یا سیستم‌های الکتریکی

عبارات و ترکیب‌ها

electrics repair

تعمیرات الکتریکی

electrics installation

نصب برق

electrics maintenance

نگهداری برق

electrics inspection

بازرسی برق

electrics testing

آزمایش برق

electrics troubleshooting

عیب یابی برق

electrics components

قطعات الکتریکی

electrics circuit

مدار الکتریکی

electrics design

طراحی برق

electrics systems

سیستم های الکتریکی

جملات نمونه

electrics play a crucial role in modern vehicles.

الکتریک‌ها نقش حیاتی در خودروهای مدرن ایفا می‌کنند.

the electrics in this house need to be updated.

الکتریک‌های این خانه نیاز به به‌روزرسانی دارند.

she specializes in designing electrics for renewable energy systems.

او در طراحی سیستم‌های الکتریکی برای سیستم‌های انرژی تجدیدپذیر تخصص دارد.

understanding electrics is essential for electrical engineering students.

درک الکتریک برای دانشجویان مهندسی برق ضروری است.

the electrics in the new model are more efficient.

الکتریک‌های مدل جدید کارآمدتر هستند.

he has a background in electrics and mechanics.

او دارای سابقه در زمینه الکتریک و مکانیک است.

they are installing new electrics in the office building.

آنها در حال نصب سیستم‌های الکتریکی جدید در ساختمان اداری هستند.

proper maintenance of electrics can prevent accidents.

نگهداری مناسب از سیستم‌های الکتریکی می‌تواند از بروز حوادث جلوگیری کند.

she is studying the electrics of smart home technology.

او در حال مطالعه سیستم‌های الکتریکی فناوری خانه هوشمند است.

the electrics must comply with safety regulations.

سیستم‌های الکتریکی باید با مقررات ایمنی مطابقت داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید