carbon electrodes
الکترودهای کربنی
metal electrodes
الکترودهای فلزی
electrode materials
مواد الکترودی
conductive electrodes
الکترودهای رسانا
electrode array
آرایه الکترود
platinum electrodes
الکترودهای پلاتینیوم
reference electrodes
الکترودهای مرجع
electrode interface
سطح تماس الکترود
electrode potential
پتانسیل الکترود
solid electrodes
الکترودهای جامد
the electrodes must be carefully placed for accurate readings.
الکترودها باید با دقت قرار گیرند تا خواندنهای دقیقی به دست آید.
we used gold electrodes for better conductivity.
ما از الکترودهای طلایی برای رسانایی بهتر استفاده کردیم.
electrodes are essential components in many electronic devices.
الکترودها اجزای ضروری در بسیاری از دستگاههای الکترونیکی هستند.
researchers are developing flexible electrodes for wearable technology.
محققان در حال توسعه الکترودهای انعطافپذیر برای فناوری پوشیدنی هستند.
electrodes can corrode over time, affecting performance.
الکترودها ممکن است در طول زمان دچار خوردگی شوند و بر عملکرد تأثیر بگذارند.
different materials can be used to create electrodes.
مواد مختلفی میتوانند برای ساخت الکترودها استفاده شوند.
electrodes play a key role in electrochemical reactions.
الکترودها نقش کلیدی در واکنشهای электрохими دارند.
we need to test the electrodes for stability under various conditions.
ما باید الکترودها را برای پایداری تحت شرایط مختلف آزمایش کنیم.
electrodes are often used in medical devices to monitor heart activity.
الکترودها اغلب در دستگاههای پزشکی برای نظارت بر فعالیت قلب استفاده میشوند.
proper maintenance of electrodes is crucial for long-term use.
نگهداری مناسب از الکترودها برای استفاده طولانی مدت بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید