eliminable

[ایالات متحده]/ɪˈlɪmɪnəbl/
[بریتانیا]/ɪˈlɪmɪnəbl/

ترجمه

adj. قابل حذف بودن

عبارات و ترکیب‌ها

eliminable risk

ریسک قابل حذف

eliminable error

خطای قابل حذف

eliminable factors

عوامل قابل حذف

eliminable costs

هزینه‌های قابل حذف

eliminable waste

ضایعات قابل حذف

eliminable variables

متغیرهای قابل حذف

eliminable issues

مشکلات قابل حذف

eliminable obstacles

مانع قابل حذف

eliminable delays

تاخیرات قابل حذف

eliminable distractions

حواس‌پرتی‌های قابل حذف

جملات نمونه

the risks in this project are not completely eliminable.

ریسک‌های این پروژه به طور کامل قابل حذف نیستند.

some errors in the report are eliminable with careful editing.

برخی از خطاها در گزارش با ویرایش دقیق قابل حذف هستند.

we need to focus on the eliminable costs in our budget.

ما باید بر هزینه‌های قابل حذف در بودجه خود تمرکز کنیم.

the team identified several eliminable factors affecting performance.

تیم عوامل متعددی را که بر عملکرد تأثیر می‌گذارند و قابل حذف هستند، شناسایی کرد.

many challenges are eliminable with the right strategies.

چالش‌های زیادی با استراتژی‌های مناسب قابل حذف هستند.

eliminable distractions can improve your concentration.

حواس‌پرتی‌های قابل حذف می‌توانند تمرکز شما را بهبود بخشند.

we should aim to create an eliminable list of tasks.

ما باید هدف ایجاد لیستی از وظایف قابل حذف را داشته باشیم.

eliminable issues in the system must be addressed urgently.

مشکلات قابل حذف در سیستم باید به طور فوری رسیدگی شود.

identifying eliminable risks is crucial for project success.

شناسایی ریسک‌های قابل حذف برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

some habits are not easily eliminable but can be managed.

برخی از عادت‌ها به راحتی قابل حذف نیستند اما قابل مدیریت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید