eliminable risk
ریسک قابل حذف
eliminable error
خطای قابل حذف
eliminable factors
عوامل قابل حذف
eliminable costs
هزینههای قابل حذف
eliminable waste
ضایعات قابل حذف
eliminable variables
متغیرهای قابل حذف
eliminable issues
مشکلات قابل حذف
eliminable obstacles
مانع قابل حذف
eliminable delays
تاخیرات قابل حذف
eliminable distractions
حواسپرتیهای قابل حذف
the risks in this project are not completely eliminable.
ریسکهای این پروژه به طور کامل قابل حذف نیستند.
some errors in the report are eliminable with careful editing.
برخی از خطاها در گزارش با ویرایش دقیق قابل حذف هستند.
we need to focus on the eliminable costs in our budget.
ما باید بر هزینههای قابل حذف در بودجه خود تمرکز کنیم.
the team identified several eliminable factors affecting performance.
تیم عوامل متعددی را که بر عملکرد تأثیر میگذارند و قابل حذف هستند، شناسایی کرد.
many challenges are eliminable with the right strategies.
چالشهای زیادی با استراتژیهای مناسب قابل حذف هستند.
eliminable distractions can improve your concentration.
حواسپرتیهای قابل حذف میتوانند تمرکز شما را بهبود بخشند.
we should aim to create an eliminable list of tasks.
ما باید هدف ایجاد لیستی از وظایف قابل حذف را داشته باشیم.
eliminable issues in the system must be addressed urgently.
مشکلات قابل حذف در سیستم باید به طور فوری رسیدگی شود.
identifying eliminable risks is crucial for project success.
شناسایی ریسکهای قابل حذف برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.
some habits are not easily eliminable but can be managed.
برخی از عادتها به راحتی قابل حذف نیستند اما قابل مدیریت هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید