emails

[ایالات متحده]/ˈiːmeɪlz/
[بریتانیا]/ˈiːmeɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیام‌های الکترونیکی ارسال شده از طریق اینترنت; (Email) یک نام شخصی; (French) Émail
vt. ارسال یک پیام الکترونیکی

عبارات و ترکیب‌ها

check emails

بررسی ایمیل‌ها

send emails

ارسال ایمیل‌ها

read emails

خواندن ایمیل‌ها

forward emails

ارسال مجدد ایمیل‌ها

delete emails

حذف ایمیل‌ها

organize emails

مرتب‌سازی ایمیل‌ها

archive emails

بایگانی ایمیل‌ها

filter emails

فیلتر کردن ایمیل‌ها

compose emails

تهیه ایمیل

reply emails

پاسخ به ایمیل‌ها

جملات نمونه

she checks her emails every morning.

او هر روز صبح ایمیل های خود را بررسی می کند.

he received several important emails today.

او امروز چندین ایمیل مهم دریافت کرد.

they sent out emails to all the participants.

آنها ایمیل ها را برای همه شرکت کنندگان ارسال کردند.

i need to respond to my emails promptly.

من باید به سرعت به ایمیل هایم پاسخ دهم.

emails can sometimes get lost in spam folders.

ایمیل ها گاهی اوقات می توانند در پوشه های هرزنامه گم شوند.

she organizes her emails into different folders.

او ایمیل های خود را در پوشه های مختلف سازماندهی می کند.

he prefers to communicate via emails rather than calls.

او ترجیح می دهد از طریق ایمیل ارتباط برقرار کند تا تماس تلفنی.

make sure to check your emails for updates.

مطمئن شوید ایمیل های خود را برای اطلاع رسانی بررسی کنید.

they often send promotional emails to their customers.

آنها اغلب ایمیل های تبلیغاتی برای مشتریان خود ارسال می کنند.

emails should be concise and to the point.

ایمیل ها باید مختصر و مفید باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید