embarkments

[ایالات متحده]/ɪmˈbɑːkmənts/
[بریتانیا]/ɪmˈbɑrkmənts/

ترجمه

n. عمل سوار شدن به یک کشتی

عبارات و ترکیب‌ها

river embarkments

بخشش‌های رودخانه

embarkments construction

ساختمان‌سازی بخشش‌ها

embarkments design

طراحی بخشش‌ها

embarkments maintenance

نگهداری بخشش‌ها

embarkments stability

پایداری بخشش‌ها

embarkments inspection

بازرسی بخشش‌ها

embarkments planning

برنامه‌ریزی بخشش‌ها

embarkments assessment

ارزیابی بخشش‌ها

embarkments materials

مواد بخشش‌ها

embarkments project

پروژه بخشش‌ها

جملات نمونه

the embarkments along the river provide beautiful views.

تیرسرهای کنار رودخانه مناظر زیبایی را ارائه می‌دهند.

we visited several embarkments during our trip.

ما در طول سفر خود از چندین تیرسرا بازدید کردیم.

the embarkments were crowded with tourists.

تیرسراها مملو از گردشگران بودند.

safety measures are crucial at the embarkments.

اقدامات ایمنی در تیرسراها بسیار مهم هستند.

fishing is popular at the local embarkments.

ماهیتراشی در تیرسرهای محلی محبوب است.

they built new embarkments to accommodate larger boats.

آنها تیرسرهای جدیدی برای پذیرش قایق‌های بزرگتر ساختند.

we enjoyed a picnic near the embarkments.

ما از پیک نیک نزدیک تیرسراها لذت بردیم.

the embarkments are a great place for photography.

تیرسراها مکان خوبی برای عکاسی هستند.

local artists often display their work at the embarkments.

هنرمندان محلی اغلب آثار خود را در تیرسراها به نمایش می‌گذارند.

he took a walk along the embarkments every evening.

او هر شب در امتداد تیرسراها قدم می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید