| جمع | embezzlers |
caught embezzler
سارقی که دستگیر شده است
former embezzler
سرقتکننده سابق
suspected embezzler
سرقتکننده مشکوک
convicted embezzler
سرقتکننده محکوم
notorious embezzler
سرقتکننده بدنام
embezzler caught
سرقتکننده دستگیر شد
embezzler exposed
سرقتکننده افشا شد
embezzler arrested
سرقتکننده دستگیر شد
embezzler identified
سرقتکننده شناسایی شد
embezzler's scheme
طرح سرقتکننده
the embezzler was finally caught by the authorities.
متخلف به دست مقامات به طور نهایی دستگیر شد.
many companies take precautions to prevent embezzlers.
بسیاری از شرکتها برای جلوگیری از متخلفان اقدامات احتیاطی انجام میدهند.
the embezzler fled the country before the trial.
متخلف قبل از محاکمه از کشور فرار کرد.
she was shocked to discover her partner was an embezzler.
او با این کشف که شریکش متخلف بود شوکه شد.
the embezzler stole millions from the company.
متخلف میلیونها دلار از شرکت سرقت کرد.
the investigation revealed the embezzler's elaborate scheme.
تحقیقات طرح پیچیده متخلف را نشان داد.
embezzlers often exploit weaknesses in financial systems.
متخلفان اغلب از نقاط ضعف سیستمهای مالی سوء استفاده میکنند.
the board of directors fired the embezzler immediately.
هیئت مدیره متخلف را فوراً اخراج کرد.
she faced serious charges as an embezzler.
او به عنوان متخلف با اتهامات جدی روبرو شد.
training employees can help reduce the risk of embezzlers.
آموزش کارکنان میتواند به کاهش خطر متخلفان کمک کند.
caught embezzler
سارقی که دستگیر شده است
former embezzler
سرقتکننده سابق
suspected embezzler
سرقتکننده مشکوک
convicted embezzler
سرقتکننده محکوم
notorious embezzler
سرقتکننده بدنام
embezzler caught
سرقتکننده دستگیر شد
embezzler exposed
سرقتکننده افشا شد
embezzler arrested
سرقتکننده دستگیر شد
embezzler identified
سرقتکننده شناسایی شد
embezzler's scheme
طرح سرقتکننده
the embezzler was finally caught by the authorities.
متخلف به دست مقامات به طور نهایی دستگیر شد.
many companies take precautions to prevent embezzlers.
بسیاری از شرکتها برای جلوگیری از متخلفان اقدامات احتیاطی انجام میدهند.
the embezzler fled the country before the trial.
متخلف قبل از محاکمه از کشور فرار کرد.
she was shocked to discover her partner was an embezzler.
او با این کشف که شریکش متخلف بود شوکه شد.
the embezzler stole millions from the company.
متخلف میلیونها دلار از شرکت سرقت کرد.
the investigation revealed the embezzler's elaborate scheme.
تحقیقات طرح پیچیده متخلف را نشان داد.
embezzlers often exploit weaknesses in financial systems.
متخلفان اغلب از نقاط ضعف سیستمهای مالی سوء استفاده میکنند.
the board of directors fired the embezzler immediately.
هیئت مدیره متخلف را فوراً اخراج کرد.
she faced serious charges as an embezzler.
او به عنوان متخلف با اتهامات جدی روبرو شد.
training employees can help reduce the risk of embezzlers.
آموزش کارکنان میتواند به کاهش خطر متخلفان کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید