embezzler

[ایالات متحده]/ɪmˈbɛzlər/
[بریتانیا]/ɪmˈbɛzlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که وجوه عمومی را اختلاس می‌کند; مجرم که وجوه را به طور نادرست استفاده می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

caught embezzler

سارقی که دستگیر شده است

former embezzler

سرقت‌کننده سابق

suspected embezzler

سرقت‌کننده مشکوک

convicted embezzler

سرقت‌کننده محکوم

notorious embezzler

سرقت‌کننده بدنام

embezzler caught

سرقت‌کننده دستگیر شد

embezzler exposed

سرقت‌کننده افشا شد

embezzler arrested

سرقت‌کننده دستگیر شد

embezzler identified

سرقت‌کننده شناسایی شد

embezzler's scheme

طرح سرقت‌کننده

جملات نمونه

the embezzler was finally caught by the authorities.

متخلف به دست مقامات به طور نهایی دستگیر شد.

many companies take precautions to prevent embezzlers.

بسیاری از شرکت‌ها برای جلوگیری از متخلفان اقدامات احتیاطی انجام می‌دهند.

the embezzler fled the country before the trial.

متخلف قبل از محاکمه از کشور فرار کرد.

she was shocked to discover her partner was an embezzler.

او با این کشف که شریکش متخلف بود شوکه شد.

the embezzler stole millions from the company.

متخلف میلیون‌ها دلار از شرکت سرقت کرد.

the investigation revealed the embezzler's elaborate scheme.

تحقیقات طرح پیچیده متخلف را نشان داد.

embezzlers often exploit weaknesses in financial systems.

متخلفان اغلب از نقاط ضعف سیستم‌های مالی سوء استفاده می‌کنند.

the board of directors fired the embezzler immediately.

هیئت مدیره متخلف را فوراً اخراج کرد.

she faced serious charges as an embezzler.

او به عنوان متخلف با اتهامات جدی روبرو شد.

training employees can help reduce the risk of embezzlers.

آموزش کارکنان می‌تواند به کاهش خطر متخلفان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید