embosses

[ایالات متحده]/ɪmˈbɒsɪz/
[بریتانیا]/ɪmˈbɑːsɪz/

ترجمه

v. برای تزئین یا حک کردن یک طرح بر روی یک سطح؛ برای ایجاد یک الگوی برجسته یا طرح؛ برای فشار دادن یک طرح به داخل یک سطح

عبارات و ترکیب‌ها

embosses the surface

سطح را برجسته می‌کند

embosses the design

طرح را برجسته می‌کند

embosses the logo

لوگو را برجسته می‌کند

embosses the paper

کاغذ را برجسته می‌کند

embosses the card

کارت را برجسته می‌کند

embosses the image

تصویر را برجسته می‌کند

embosses the text

متن را برجسته می‌کند

embosses the pattern

الگو را برجسته می‌کند

embosses the material

جنس را برجسته می‌کند

جملات نمونه

the artist embosses intricate designs on the metal surface.

هنرمند طرح‌های پیچیده را روی سطح فلز برجسته می‌کند.

she embosses her initials on all her stationery.

او حروف اول نام خود را روی تمام لوازم التحریر خود برجسته می‌کند.

the company embosses its logo on the products.

شرکت لوگوی خود را روی محصولات برجسته می‌کند.

he embosses leather to create unique wallets.

او چرم را برای ساخت کیف پول‌های منحصربه‌فرد برجسته می‌کند.

the greeting card is beautifully embossed with floral patterns.

کارت تبریک با طرح‌های گل به زیبایی برجسته شده است.

she embosses the covers of her books for a professional look.

او جلد کتاب‌های خود را برای داشتن ظاهری حرفه‌ای برجسته می‌کند.

the craftsman embosses the metal sheet with care.

صنعتگر با دقت ورق فلزی را برجسته می‌کند.

they emboss their wedding invitations for a special touch.

آنها دعوت‌نامه‌های عروسی خود را برای داشتن ظاهری خاص برجسته می‌کنند.

the designer embosses patterns into the fabric for texture.

طراح الگوها را برای ایجاد بافت، روی پارچه برجسته می‌کند.

he often embosses his artwork to give it a three-dimensional effect.

او اغلب آثار هنری خود را برجسته می‌کند تا به آنها جلوه‌ای سه‌بعدی بدهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید