embosses the surface
سطح را برجسته میکند
embosses the design
طرح را برجسته میکند
embosses the logo
لوگو را برجسته میکند
embosses the paper
کاغذ را برجسته میکند
embosses the card
کارت را برجسته میکند
embosses the image
تصویر را برجسته میکند
embosses the text
متن را برجسته میکند
embosses the pattern
الگو را برجسته میکند
embosses the material
جنس را برجسته میکند
the artist embosses intricate designs on the metal surface.
هنرمند طرحهای پیچیده را روی سطح فلز برجسته میکند.
she embosses her initials on all her stationery.
او حروف اول نام خود را روی تمام لوازم التحریر خود برجسته میکند.
the company embosses its logo on the products.
شرکت لوگوی خود را روی محصولات برجسته میکند.
he embosses leather to create unique wallets.
او چرم را برای ساخت کیف پولهای منحصربهفرد برجسته میکند.
the greeting card is beautifully embossed with floral patterns.
کارت تبریک با طرحهای گل به زیبایی برجسته شده است.
she embosses the covers of her books for a professional look.
او جلد کتابهای خود را برای داشتن ظاهری حرفهای برجسته میکند.
the craftsman embosses the metal sheet with care.
صنعتگر با دقت ورق فلزی را برجسته میکند.
they emboss their wedding invitations for a special touch.
آنها دعوتنامههای عروسی خود را برای داشتن ظاهری خاص برجسته میکنند.
the designer embosses patterns into the fabric for texture.
طراح الگوها را برای ایجاد بافت، روی پارچه برجسته میکند.
he often embosses his artwork to give it a three-dimensional effect.
او اغلب آثار هنری خود را برجسته میکند تا به آنها جلوهای سهبعدی بدهد.
embosses the surface
سطح را برجسته میکند
embosses the design
طرح را برجسته میکند
embosses the logo
لوگو را برجسته میکند
embosses the paper
کاغذ را برجسته میکند
embosses the card
کارت را برجسته میکند
embosses the image
تصویر را برجسته میکند
embosses the text
متن را برجسته میکند
embosses the pattern
الگو را برجسته میکند
embosses the material
جنس را برجسته میکند
the artist embosses intricate designs on the metal surface.
هنرمند طرحهای پیچیده را روی سطح فلز برجسته میکند.
she embosses her initials on all her stationery.
او حروف اول نام خود را روی تمام لوازم التحریر خود برجسته میکند.
the company embosses its logo on the products.
شرکت لوگوی خود را روی محصولات برجسته میکند.
he embosses leather to create unique wallets.
او چرم را برای ساخت کیف پولهای منحصربهفرد برجسته میکند.
the greeting card is beautifully embossed with floral patterns.
کارت تبریک با طرحهای گل به زیبایی برجسته شده است.
she embosses the covers of her books for a professional look.
او جلد کتابهای خود را برای داشتن ظاهری حرفهای برجسته میکند.
the craftsman embosses the metal sheet with care.
صنعتگر با دقت ورق فلزی را برجسته میکند.
they emboss their wedding invitations for a special touch.
آنها دعوتنامههای عروسی خود را برای داشتن ظاهری خاص برجسته میکنند.
the designer embosses patterns into the fabric for texture.
طراح الگوها را برای ایجاد بافت، روی پارچه برجسته میکند.
he often embosses his artwork to give it a three-dimensional effect.
او اغلب آثار هنری خود را برجسته میکند تا به آنها جلوهای سهبعدی بدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید