emirs

[ایالات متحده]/ɪˈmɪəz/
[بریتانیا]/ɪˈmɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حکام مسلمان، به ویژه در برخی کشورهای آسیا و آفریقا

عبارات و ترکیب‌ها

emirs of qatar

امیران قطر

emirs in history

امیران در تاریخ

emirs and kings

امیران و پادشاهان

emirs of dubai

امیران دبی

emirs' council

شورای امیران

emirs' power

قدرت امیران

emirs' influence

نفوذ امیران

emirs' wealth

ثروت امیران

emirs' tradition

تقاليد امیران

جملات نمونه

emirs often hold significant political power in their regions.

اﻣﯿﺮان اغلب قدرت سیاسی قابل توجهی در مناطق خود دارند.

the emirs gathered to discuss regional security issues.

اميران گرد هم آمدند تا مسائل امنیتی منطقه را مورد بحث قرار دهند.

many emirs are known for their lavish lifestyles.

بسیاری از اميران به دلیل سبک زندگی مجلل خود شناخته شده اند.

emirs play a crucial role in the cultural heritage of their nations.

اميران نقش مهمی در میراث فرهنگی کشورها دارند.

some emirs have established foundations for education and health.

برخی از اميران پایه‌گذاری‌هایی برای آموزش و بهداشت ایجاد کرده‌اند.

emirs often participate in international diplomatic efforts.

اميران اغلب در تلاش‌های دیپلماتیک بین‌المللی شرکت می‌کنند.

the decisions made by emirs can greatly affect their citizens.

تصمیماتی که اميران می‌گیرند می‌تواند تأثیر زیادی بر شهروندان آنها داشته باشد.

emirs are often seen as symbols of tradition and authority.

اميران اغلب به عنوان نمادهای سنت و اقتدار دیده می‌شوند.

in some cultures, emirs are responsible for maintaining law and order.

در برخی فرهنگ‌ها، اميران مسئول حفظ قانون و نظم هستند.

emirs may also be involved in charitable activities.

اميران همچنین ممکن است در فعالیت‌های خیریه مشارکت داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید