princes

[ایالات متحده]/[ˈprɪnsɪz]/
[بریتانیا]/[ˈprɪnsɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شاهزاده; مردانی که عنوان شاهزاده دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

prince charming

شاهزاده‌ای با جذابیت

princes and princesses

شاهزاده خانم‌ها و شاهزاده‌ها

future prince

شاهزاده آینده

prince of wales

شاهزاده ویلز

little princes

شاهزاده‌های کوچک

becoming a prince

تبدیل شدن به شاهزاده

prince's castle

قلعه شاهزاده

prince harry

هری شاهزاده

prince william

ویلیام شاهزاده

princes' story

داستان شاهزاده خانم‌ها

جملات نمونه

the story features charming princes and brave knights.

داستان شامل شاهزاده‌های جذاب و شوالیهان شجاع است.

young princes often face immense pressure to succeed.

شاهزاده‌های جوان اغلب با فشار زیادی برای موفقیت مواجه می‌شوند.

several princes vied for the throne after the king's death.

چندین شاهزاده پس از مرگ پادشاه برای تاج و تخت رقابت کردند.

the prince's ransom was a considerable sum of money.

باج شاهزاده مبلغ قابل توجهی پول بود.

he felt sorry for the exiled princes living in poverty.

او برای شاهزاده‌های تبعیدی که در فقر زندگی می‌کردند، متاسف بود.

the princes were trained in swordsmanship and diplomacy.

شاهزاده‌ها در شمشیربازی و دیپلماسی آموزش دیده بودند.

the prince inherited a vast kingdom from his father.

شاهزاده یک پادشاهی وسیع را از پدرش به ارث برد.

the princes attended a formal banquet at the palace.

شاهزاده‌ها در یک ضیافت رسمی در قصر شرکت کردند.

the prince's coronation was a grand and joyous occasion.

تاجگذاری شاهزاده یک رویداد بزرگ و شاد بود.

the princes pledged their loyalty to the crown.

شاهزاده‌ها وفاداری خود را به تاج و تخت اعلام کردند.

the prince demonstrated remarkable leadership qualities.

شاهزاده ویژگی‌های رهبری قابل توجهی را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید