radiating

[ایالات متحده]/'reidieitiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساطع کردن پرتوها یا امواج
adj.

عبارات و ترکیب‌ها

radiating warmth

تابش گرما

radiating confidence

تابش اعتماد به نفس

radiating energy

تابش انرژی

radiating heat

تابش گرما

radiating surface

سطح تابشی

جملات نمونه

she lifted her chin, radiating defiance.

او چانه‌اش را بالا گرفت و با غرور تابش کرد.

Enid awaited her guests, radiating regality.

انید با وقاری خاص منتظر مهمانانش بود.

Branching, septate hyphae are close-packed here and radiating outward in this aspergilloma.

هايفاي شاخه دار و جدا شده در اینجا به هم نزدیک هستند و به صورت شعاعی به بیرون در آسپرژیلوم منتشر می شوند.

a unit of luminous flux equal to the amount of light given out through a solid angle of 1 steradian by a point source of 1 candela intensity radiating uniformly in all directions.

واحد شار نورانی برابر با مقدار نوری است که از طریق زاویه فضایی 1 استرادیان توسط منبع نقطه ای با شدت 1 کندلا که به طور یکنواخت در همه جهات تابش می کند.

The function of analgesia of the Oral Rehydration of Ophidic Distille is tested by the method of twisting the mouse, radiating the mouse, trigeminus electronic of rats.

عملکرد تسکین درد در مورد هیدراتاسیون خوراکی تقطیر افعی با روش پیچاندن موش، تابش دادن موش و الکترونیک تریژمینوس در موش‌ها آزمایش می‌شود.

They display a different pattern of flame structure to an experienced eye, which consists of concentric radiating flames and parallel banded layers displaying a distinct “pseudo-chatoyancy” effect.

آنها الگوی متفاوتی از ساختار شعله را به چشمان با تجربه نشان می‌دهند که شامل شعله‌های شعاعی متحدالمرکز و لایه‌های نواری موازی با اثر متمایز "شاتوانسی شبه" است.

Whitish bands composed of medullated nerve fibres radiating out from the optic disc are of no pathological significance and must not be confused with papilloedema.

نوارهای سفیدرنگ متشکل از الیاف عصبی حاوی مغز که از قرنیه چشم ساطع می شوند، از نظر آسیب شناسی اهمیت ندارند و نباید با اتساع عصب بینایی اشتباه گرفته شوند.

Calyx actinomorphic, lobes triangular, apically acute; styles slender; stigmas not radiating downward; leaves paired on flowering shoots, solitary on nonflowering shoots.

کاسبرگ با تقارن شعاعی، لوب ها مثلثی، در نوک تیز؛ سبک ها باریک؛ راجک ها به سمت پایین تابش نمی کنند؛ برگ ها جفت شده در شاخه های گل دهنده، منفرد در شاخه های غیر گل دهنده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید