emoticons

[ایالات متحده]/ɪˈməʊtɪkɒnz/
[بریتانیا]/ɪˈmoʊtɪkɑnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمادهایی که برای انتقال احساسات در ارتباطات دیجیتال استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

happy emoticons

ایموجی‌های شاد

sad emoticons

ایموجی‌های ناراحت

funny emoticons

ایموجی‌های خنده‌دار

love emoticons

ایموجی‌های عاشقانه

angry emoticons

ایموجی‌های عصبانی

surprised emoticons

ایموجی‌های متعجب

cool emoticons

ایموجی‌های باحال

cute emoticons

ایموجی‌های بامزه

confused emoticons

ایموجی‌های گیج

winking emoticons

ایموجی‌های چشمک‌زن

جملات نمونه

emoticons can express feelings better than words.

ایموجی‌ها می‌توانند احساسات را بهتر از کلمات بیان کنند.

many people use emoticons in their text messages.

بسیاری از مردم از ایموجی‌ها در پیامک‌های خود استفاده می‌کنند.

emoticons can lighten the mood of a conversation.

ایموجی‌ها می‌توانند فضای گفتگو را روشن‌تر کنند.

she added emoticons to make her email more friendly.

او ایموجی اضافه کرد تا ایمیل خود را دوستانه‌تر کند.

using emoticons can help avoid misunderstandings.

استفاده از ایموجی‌ها می‌تواند به جلوگیری از سوء تفاهم کمک کند.

emoticons are popular among younger generations.

ایموجی‌ها در بین نسل‌های جوان محبوب هستند.

he often uses emoticons to show his emotions.

او اغلب از ایموجی‌ها برای نشان دادن احساسات خود استفاده می‌کند.

emoticons can enhance online communication.

ایموجی‌ها می‌توانند ارتباط آنلاین را بهبود بخشند.

she prefers using emoticons rather than words.

او ترجیح می‌دهد به جای کلمات از ایموجی استفاده کند.

emoticons can add a personal touch to messages.

ایموجی‌ها می‌توانند یک حس شخصی به پیام‌ها اضافه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید