emotes

[ایالات متحده]/ɪˈməʊts/
[بریتانیا]/ɪˈmoʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احساسات را به شدت بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

use emotes

استفاده از ایموت

create emotes

ایجاد ایموت

emotes available

ایموت‌های موجود

emotes needed

ایموت‌های مورد نیاز

add emotes

اضافه کردن ایموت

emotes gallery

گالری ایموت

emotes pack

بسته ایموت

emotes list

لیست ایموت

emotes feature

ویژگی ایموت

emotes collection

مجموعه ایموت

جملات نمونه

she emotes beautifully during her performances.

او در طول اجراها به زیبایی احساسات خود را بروز می‌دهد.

he tends to emote more when discussing his passions.

او معمولاً بیشتر وقتی درباره اشتیاق‌هایش صحبت می‌کند، احساسات خود را بروز می‌دهد.

the actor emotes convincingly in the dramatic scenes.

بازیگر در صحنه‌های دراماتیک به طور قانع‌کننده‌ای احساسات خود را بروز می‌دهد.

in her writing, she emotes deeply about her experiences.

در نوشته‌هایش، او عمیقاً درباره تجربیاتش احساسات خود را بروز می‌دهد.

the director encouraged the cast to emote freely.

کارگردان از بازیگران خواست که آزادانه احساسات خود را بروز دهند.

children often emote without any filters.

کودکان اغلب بدون هیچ فیلتری احساسات خود را بروز می‌دهند.

he emotes through his artwork, conveying strong feelings.

او از طریق آثار هنری خود احساسات قوی را منتقل می‌کند.

the music emotes feelings of nostalgia and longing.

موسیقی احساساتی از نوستالژی و دلتنگی را منتقل می‌کند.

she emotes her joy when she wins a competition.

او شادی خود را وقتی در یک مسابقه برنده می‌شود، بروز می‌دهد.

he finds it hard to emote in front of strangers.

او احساس می‌کند که در مقابل غریبه‌ها بروز احساسات برایش سخت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید