emplacements

[ایالات متحده]/ɪmˈpleɪsmənts/
[بریتانیا]/ɪmˈpleɪsmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قرار دادن چیزی در یک موقعیت خاص; ساختارهای نظامی برای حفاظت از توپخانه; موقعیت‌ها برای توپخانه; سکوها برای توپخانه

عبارات و ترکیب‌ها

military emplacements

محل‌های نظامی

defensive emplacements

محل‌های دفاعی

strategic emplacements

محل‌های استراتژیک

temporary emplacements

محل‌های موقت

artillery emplacements

محل‌های توپخانه

coastal emplacements

محل‌های ساحلی

combat emplacements

محل‌های رزمی

forward emplacements

محل‌های پیشرو

enemy emplacements

محل‌های دشمن

field emplacements

محل‌های میدانی

جملات نمونه

the military set up emplacements along the border.

نظامیان سنگرها را در امتداد مرز مستقر کردند.

new emplacements were constructed to enhance security.

سنگرهای جدید برای افزایش امنیت ساخته شدند.

artillery emplacements are crucial for defense strategies.

سنگرهای توپخانه برای استراتژی‌های دفاعی حیاتی هستند.

we need to evaluate the effectiveness of the emplacements.

ما باید اثربخشی سنگرها را ارزیابی کنیم.

emplacements can be temporary or permanent, depending on the situation.

سنگرها می‌توانند موقت یا دائمی باشند، بسته به شرایط.

soldiers were assigned to different emplacements during the exercise.

سربازان در طول تمرین به سنگرهای مختلف اعزام شدند.

strategic emplacements can turn the tide of battle.

سنگرهای استراتژیک می‌توانند روند نبرد را تغییر دهند.

the commander inspected all the emplacements before the operation.

فرمانده قبل از عملیات تمام سنگرها را بازرسی کرد.

emplacements should be well-camouflaged to avoid detection.

سنگرها باید به خوبی استتار شوند تا از شناسایی جلوگیری شود.

they mapped out the emplacements for the upcoming drill.

آنها سنگرها را برای تمرین آتی ترسیم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید