placements

[ایالات متحده]/ˈpleɪsmənts/
[بریتانیا]/ˈpleɪsmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قرار دادن چیزی؛ کارآموزی یا تجربه کاری؛ کلاس‌های قرارگیری؛ ترتیب اشیاء

عبارات و ترکیب‌ها

job placements

جایگاه‌های شغلی

student placements

جایگاه‌های دانشجو

internship placements

جایگاه‌های کارآموزی

placement tests

آزمون‌های ارزیابی

placement services

خدمات استقرار

placement opportunities

فرصت‌های استقرار

placement agencies

آژانس‌های استقرار

placement programs

برنامه‌های استقرار

placement criteria

معیارهای استقرار

placement evaluation

ارزیابی استقرار

جملات نمونه

she secured several placements in top companies.

او چندین موقعیت شغلی در شرکت‌های برتر به دست آورد.

the internship placements are competitive this year.

موقعیت‌های کارآموزی امسال بسیار رقابتی هستند.

they offer job placements for recent graduates.

آنها موقعیت‌های شغلی برای فارغ‌التحصیلان جدید ارائه می‌دهند.

his placements in various projects helped him gain experience.

موقعیت‌های او در پروژه‌های مختلف به او کمک کرد تا تجربه کسب کند.

we need to evaluate the effectiveness of our placements.

ما باید اثربخشی موقعیت‌های شغلی خود را ارزیابی کنیم.

the placements for next semester will be announced soon.

موقعیت‌های ترم آینده به زودی اعلام خواهد شد.

she is responsible for managing student placements.

او مسئولیت مدیریت موقعیت‌های شغلی دانشجویان را بر عهده دارد.

good placements can lead to permanent job offers.

موقعیت‌های شغلی خوب می‌توانند منجر به پیشنهادهای شغلی دائمی شوند.

they specialize in international job placements.

آنها در زمینه موقعیت‌های شغلی بین‌المللی تخصص دارند.

successful placements require thorough preparation.

موقعیت‌های شغلی موفق نیازمند آمادگی کامل هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید