empresses

[ایالات متحده]/ˈɛmprɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈɛmprɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حکام زن یک امپراتوری; ملکه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

ancient empresses

ملکه های باستانی

powerful empresses

ملکه های قدرتمند

famous empresses

ملکه های مشهور

legendary empresses

ملکه های افسانه ای

royal empresses

ملکه های سلطنتی

historical empresses

ملکه های تاریخی

empresses' court

درگاه ملکه ها

empresses' reigns

حکمرانی ملکه ها

empresses in power

ملکه های در قدرت

empresses of china

ملکه های چین

جملات نمونه

the empresses of ancient china held great power.

ملکه‌های چین باستان قدرت زیادی داشتند.

many empresses were known for their intelligence.

بسیاری از ملکه ها به خاطر هوش خود شناخته می شدند.

empresses often influenced political decisions.

ملکه ها اغلب بر تصمیمات سیاسی تأثیر می گذاشتند.

throughout history, empresses have shaped cultures.

در طول تاریخ، ملکه ها فرهنگ ها را شکل داده اند.

empresses were often patrons of the arts.

ملکه ها اغلب حامی هنرها بودند.

some empresses were skilled diplomats.

برخی از ملکه ها دیپلمات های ماهر بودند.

empresses faced many challenges in their reigns.

ملکه ها با چالش های زیادی در دوران حکومت خود روبرو بودند.

great empresses are remembered for their legacies.

ملکه های بزرگ به خاطر میراثشان به یاد می مانند.

empresses often had elaborate ceremonies.

ملکه ها اغلب آیین های پیچیده ای داشتند.

some empresses were known for their beauty.

برخی از ملکه ها به خاطر زیبایی خود شناخته می شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید