empyema

[ایالات متحده]/ˌɛmpɪˈiːmə/
[بریتانیا]/ˌɛmpɪˈiːmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجمع چرک در یک حفره بدن؛ افیوژن پلورال چرک
Word Forms
جمعempyemas

عبارات و ترکیب‌ها

chronic empyema

امپیا مداوم

empyema treatment

درمان امپیا

empyema drainage

دفع امپیا

empyema diagnosis

تشخیص امپیا

empyema management

مدیریت امپیا

empyema surgery

جراحی امپیا

empyema complications

عوارض امپیا

empyema risk

خطر امپیا

empyema symptoms

علائم امپیا

empyema causes

علت های امپیا

جملات نمونه

empyema can develop as a complication of pneumonia.

امپیم می‌تواند به عنوان عارضه پنومونی ایجاد شود.

the doctor diagnosed the patient with empyema after examining the chest x-ray.

پزشک پس از بررسی رادیوگرافی قفسه سینه، بیمار را به امپیم تشخیص داد.

treatment for empyema often includes drainage of the fluid.

درمان امپیم اغلب شامل تخلیه مایع است.

empyema can cause severe chest pain and difficulty breathing.

امپیم می‌تواند باعث درد شدید قفسه سینه و تنگی نفس شود.

patients with empyema may require antibiotics to fight infection.

بیماران مبتلا به امپیم ممکن است برای مبارزه با عفونت به آنتی‌بیوتیک نیاز داشته باشند.

chronic empyema may lead to lung scarring and reduced lung function.

امپیم مزمن ممکن است منجر به زخم شدن ریه و کاهش عملکرد ریه شود.

early detection of empyema is crucial for effective treatment.

تشخیص زودهنگام امپیم برای درمان موثر بسیار مهم است.

empyema can be classified as parapneumonic or post-surgical.

امپیم می‌تواند به عنوان پارا پنومونیک یا پس از جراحی طبقه‌بندی شود.

in some cases, empyema may require surgical intervention.

در برخی موارد، امپیم ممکن است نیاز به مداخلات جراحی داشته باشد.

long-term empyema can significantly impact a patient's quality of life.

امپیم طولانی مدت می‌تواند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی بیمار تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید