encasing

[ایالات متحده]/ɪnˈkeɪsɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈkeɪsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشش یا پوسته خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

encasing material

مواد پوششی

encasing layer

لایه پوششی

encasing structure

ساختار پوششی

encasing device

دستگاه پوششی

encasing system

سیستم پوششی

encasing foam

فوم پوششی

encasing technology

فناوری پوششی

encasing method

روش پوششی

encasing solution

راه حل پوششی

encasing process

فرآیند پوششی

جملات نمونه

she was encasing the delicate jewelry in a soft cloth.

او جواهرات ظریف را در یک پارچه نرم محصور می‌کرد.

the artist was encasing the sculpture in glass for protection.

هنرمند مجسمه را برای محافظت در شیشه محصور می‌کرد.

he is encasing the documents in a protective folder.

او اسناد را در یک پوشه محافظتی محصور می‌کند.

they are encasing the electronics to prevent damage.

آنها وسایل الکترونیکی را برای جلوگیری از آسیب محصور می‌کنند.

the cake was encasing layers of rich chocolate.

کیک لایه‌هایی از شکلات غنی را محصور کرده بود.

she carefully started encasing the flowers in resin.

او با دقت شروع به محصور کردن گل‌ها در رزین کرد.

the building was encasing the old architecture within a modern facade.

ساختمان معماری قدیمی را در نمای مدرن محصور کرده بود.

he was encasing the vintage records in protective sleeves.

او ضبط‌های قدیمی را در آستین‌های محافظتی محصور می‌کرد.

the team is encasing the prototype in a sturdy case.

تیم نمونه اولیه را در یک محفظه محکم محصور می‌کند.

encasing the seeds in soil helps them germinate.

محصور کردن دانه‌ها در خاک به آنها کمک می‌کند تا جوانه بزنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید