wrapper

[ایالات متحده]/'ræpə/
[بریتانیا]/'ræpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد بسته بندی؛ کاغذ بسته بندی؛ جلد کتاب.

عبارات و ترکیب‌ها

chocolate wrapper

پیچ شکلات

plastic wrapper

پیچ پلاستیکی

candy wrapper

بسته‌بندی آب‌نبات

food wrapper

پیچ مواد غذایی

gift wrapper

پیچ هدیه

wrapper design

طراحی پیچ

wrapper material

جنس پیچ

جملات نمونه

She carefully removed the wrapper from the chocolate bar.

او با دقت بسته‌بندی شکلات را از آن جدا کرد.

The wrapper of the gift was beautifully decorated.

بسته‌بندی هدیه به زیبایی تزئین شده بود.

He crumpled the candy wrapper and threw it in the trash.

او بسته‌بندی شیرینی را مچاله کرد و آن را در سطل زباله انداخت.

The wrapper of the sandwich was difficult to remove.

باز کردن بسته‌بندی ساندویچ سخت بود.

She used a colorful wrapper for the present.

او از یک بسته‌بندی رنگارنگ برای هدیه استفاده کرد.

The wrapper of the new phone was sleek and modern.

بسته‌بندی گوشی جدید شیک و مدرن بود.

He tore open the wrapper of the CD to listen to the music.

او بسته‌بندی CD را پاره کرد تا به موسیقی گوش دهد.

The wrapper of the burger was greasy from the oil.

بسته‌بندی همبرگر به دلیل روغن چرب بود.

She carefully folded the wrapper to reuse it later.

او با دقت بسته‌بندی را تا کرد تا بعداً دوباره از آن استفاده کند.

The wrapper around the bouquet of flowers was tied with a ribbon.

بسته‌بندی اطراف دسته گل با یک روبان بسته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید