encyclopedia

[ایالات متحده]/ɪnˌsaɪkləˈpiːdiə/
[بریتانیا]/ɪnˌsaɪkləˈpiːdiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دایره‌المعارف; (کتاب تخصصی در مورد یک موضوع خاص) دایره‌المعارف تخصصی.

عبارات و ترکیب‌ها

encyclopedia britannica

دانشنامه بریتانیکا

جملات نمونه

The encyclopedia is well indexed.

فرادیس‌ها به خوبی فهرست‌بندی شده‌اند.

The encyclopedia fell to the floor with a thud.

فرادیس‌ها با صدای مهیب به زمین افتاد.

A good encyclopedia is a mine of information.

فرادیس خوب، منبع اطلاعاتی فراوان است.

I bought the encyclopedia on a whim.

من فرادیس را به صورت اتفاقی خریدم.

An encyclopedia covers many subjects.

فرادیس موضوعات زیادی را پوشش می‌دهد.

The new edition of the encyclopedia embodies many improvements.

نسخه جدید دائرة‌المعارف بسیاری از پیشرفت‌ها را تجسم می‌کند.

This encyclopedia is crammed with information about everything under the sun.

این فرادیس مملو از اطلاعات در مورد همه چیز زیر آسمان است.

A dictionary explains words and an encyclopedia explains facts.

یک فرهنگ لغت کلمات را توضیح می‌دهد و یک فرادیس واقعیت‌ها را توضیح می‌دهد.

An eminent musicologist, mathematician and calendarist, who was honored to be “oriental personage of artistic encyclopedia type”.

یک موسیقی‌شناس، ریاضیدان و تقویم‌نویس برجسته که مفتخر به عنوان "شخصیت شرقی با نوع دائرة‌المعارف هنری" بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید