pure encyclopedism
حاصلگرایی محض دائرةالمعارف
practical encyclopedism
حاصلگرایی عملی دائرةالمعارف
modern encyclopedism
حاصلگرایی مدرن دائرةالمعارف
digital encyclopedism
حاصلگرایی دیجیتال دائرةالمعارف
historical encyclopedism
حاصلگرایی تاریخی دائرةالمعارف
global encyclopedism
حاصلگرایی جهانی دائرةالمعارف
academic encyclopedism
حاصلگرایی دانشگاهی دائرةالمعارف
critical encyclopedism
حاصلگرایی انتقادی دائرةالمعارف
theoretical encyclopedism
حاصلگرایی نظری دائرةالمعارف
collaborative encyclopedism
حاصلگرایی مشارکتی دائرةالمعارف
his encyclopedism allows him to connect different fields of knowledge.
دانششناسی او به او این امکان را میدهد که رشتههای مختلف دانش را به هم مرتبط کند.
she is known for her encyclopedism in art history.
او به خاطر دانششناسیاش در تاریخ هنر شناخته شده است.
encyclopedism is essential for a well-rounded education.
دانششناسی برای یک آموزش جامع ضروری است.
his passion for encyclopedism drives his extensive reading habits.
اشتیاق او به دانششناسی، عادت خواندن گسترده او را هدایت میکند.
encyclopedism fosters critical thinking and curiosity.
دانششناسی تفکر انتقادی و کنجکاوی را تقویت میکند.
many scholars appreciate the value of encyclopedism in research.
بسیاری از محققان از ارزش دانششناسی در تحقیقات قدردانی میکنند.
her encyclopedism makes her a valuable resource for students.
دانششناسی او باعث میشود منبع ارزشمندی برای دانشجویان باشد.
he often shares his encyclopedism at public lectures.
او اغلب دانششناسی خود را در سخنرانیهای عمومی به اشتراک میگذارد.
encyclopedism can enrich one's understanding of the world.
دانششناسی میتواند درک یک فرد از جهان را غنی کند.
the teacher encouraged encyclopedism among her students.
معلم دانششناسی را در بین دانشآموزان خود تشویق کرد.
pure encyclopedism
حاصلگرایی محض دائرةالمعارف
practical encyclopedism
حاصلگرایی عملی دائرةالمعارف
modern encyclopedism
حاصلگرایی مدرن دائرةالمعارف
digital encyclopedism
حاصلگرایی دیجیتال دائرةالمعارف
historical encyclopedism
حاصلگرایی تاریخی دائرةالمعارف
global encyclopedism
حاصلگرایی جهانی دائرةالمعارف
academic encyclopedism
حاصلگرایی دانشگاهی دائرةالمعارف
critical encyclopedism
حاصلگرایی انتقادی دائرةالمعارف
theoretical encyclopedism
حاصلگرایی نظری دائرةالمعارف
collaborative encyclopedism
حاصلگرایی مشارکتی دائرةالمعارف
his encyclopedism allows him to connect different fields of knowledge.
دانششناسی او به او این امکان را میدهد که رشتههای مختلف دانش را به هم مرتبط کند.
she is known for her encyclopedism in art history.
او به خاطر دانششناسیاش در تاریخ هنر شناخته شده است.
encyclopedism is essential for a well-rounded education.
دانششناسی برای یک آموزش جامع ضروری است.
his passion for encyclopedism drives his extensive reading habits.
اشتیاق او به دانششناسی، عادت خواندن گسترده او را هدایت میکند.
encyclopedism fosters critical thinking and curiosity.
دانششناسی تفکر انتقادی و کنجکاوی را تقویت میکند.
many scholars appreciate the value of encyclopedism in research.
بسیاری از محققان از ارزش دانششناسی در تحقیقات قدردانی میکنند.
her encyclopedism makes her a valuable resource for students.
دانششناسی او باعث میشود منبع ارزشمندی برای دانشجویان باشد.
he often shares his encyclopedism at public lectures.
او اغلب دانششناسی خود را در سخنرانیهای عمومی به اشتراک میگذارد.
encyclopedism can enrich one's understanding of the world.
دانششناسی میتواند درک یک فرد از جهان را غنی کند.
the teacher encouraged encyclopedism among her students.
معلم دانششناسی را در بین دانشآموزان خود تشویق کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید