endemism

[ایالات متحده]/ˈɛndəˌmɪzəm/
[بریتانیا]/ˈɛndəˌmɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت منحصر به فرد بودن در یک مکان جغرافیایی تعریف شده
Word Forms
جمعendemisms

عبارات و ترکیب‌ها

high endemism

همراه‌بودن بالا

plant endemism

همراه‌بودن گیاهی

animal endemism

همراه‌بودن حیوانی

regional endemism

همراه‌بودن منطقه‌ای

species endemism

همراه‌بودن گونه‌ای

marine endemism

همراه‌بودن دریایی

local endemism

همراه‌بودن محلی

biodiversity endemism

همراه‌بودن تنوع زیستی

ecological endemism

همراه‌بودن اکولوژیکی

global endemism

همراه‌بودن جهانی

جملات نمونه

endemism is a key factor in biodiversity conservation.

تبدیل‌شدن به یک عامل کلیدی در حفاظت از تنوع زیستی.

the island's unique flora is a result of endemism.

گیاهان خاص جزیره نتیجه اندمیسم هستند.

researchers study endemism to understand evolutionary processes.

محققان اندمیسم را برای درک فرآیندهای تکاملی مطالعه می‌کنند.

high levels of endemism can indicate ecological health.

سطوح بالای اندمیسم می‌تواند نشان‌دهنده سلامت اکولوژیکی باشد.

endemism can be influenced by geographic isolation.

اندمیسم می‌تواند تحت تأثیر انزوای جغرافیایی قرار گیرد.

conservation efforts often focus on areas of endemism.

تلاش‌های حفاظتی اغلب بر روی مناطق اندمیسم متمرکز می‌شوند.

endemism is often found in island ecosystems.

اندمیسم اغلب در اکوسیستم‌های جزیره یافت می‌شود.

many species exhibit endemism due to specific habitat conditions.

بسیاری از گونه‌ها به دلیل شرایط خاص زیستگاه، اندمیسم را نشان می‌دهند.

endemism highlights the importance of preserving native species.

اندمیسم بر اهمیت حفظ گونه‌های بومی تأکید می‌کند.

understanding endemism can help in climate change research.

درک اندمیسم می‌تواند به تحقیق در مورد تغییرات آب و هوایی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید