endives

[ایالات متحده]/ˈɛndaɪvz/
[بریتانیا]/ˈɛnˌdaɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع اندیو، نوعی سبزی برگدار؛ کاسنی؛ سبزی برگداری که اغلب در سالادها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fresh endives

شاهی تازه

roasted endives

شاهی کبابی

endives salad

سالاد شاهی

crisp endives

شاهی ترد

endives recipe

دستور العمل شاهی

grilled endives

شاهی گریل شده

endives dish

غذا با شاهی

endives garnish

تزیین با شاهی

endives soup

سوپ شاهی

endives platter

سینی شاهی

جملات نمونه

endives can be used in salads for a bitter taste.

می‌توان از آندیوها در سالادها برای ایجاد طعم تلخ استفاده کرد.

she enjoys cooking with endives and other vegetables.

او از پختن با آندیوها و سایر سبزیجات لذت می‌برد.

endives are often found in gourmet dishes.

آن دیوها اغلب در غذاهای گران قیمت یافت می‌شوند.

you can braise endives for a delicious side dish.

می‌توانید آندیوها را به صورت پخته سرو کنید تا یک غذای جانبی خوشمزه داشته باشید.

endives pair well with cheese and nuts.

آن دیوها با پنیر و آجیل‌ها خوب ترکیب می‌شوند.

in france, endives are a popular winter vegetable.

در فرانسه، آندیوها یک سبزی زمستانی محبوب هستند.

she added endives to her vegetable stir-fry.

او آندیوها را به سرخ کرده سبزیجات خود اضافه کرد.

endives can be grilled for a smoky flavor.

می‌توانید آندیوها را کبابی کنید تا طعم دودی داشته باشند.

he prefers endives over other leafy greens.

او ترجیح می‌دهد آندیوها را به سبزیجات برگی دیگر ترجیح دهد.

endives are rich in vitamins and minerals.

آن دیوها سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید