endogenous

[ایالات متحده]/en'dɒdʒɪnəs/
[بریتانیا]/ɛn'dɑdʒənəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال توسعه یا تولید شده درون یک ارگانیسم یا سیستم

عبارات و ترکیب‌ها

endogenous factors

عوامل درونی

endogenous growth

رشد درونی

endogenous variables

متغیرهای درونی

endogenous variable

متغیر درونی

جملات نمونه

the expected rate of infection is endogenous to the system.

نرخ مورد انتظار ابتلا به عفونت به سیستم بستگی دارد.

Leptin is one endogenous excitatory autacoid, encoded by obese gene and secreted by adipose cells.

لپتین یک اتکویید تحریکی درون‌زا است که توسط ژن چاق‌کننده رمزگذاری شده و توسط سلول‌های چربی ترشح می‌شود.

This review to focus on current immunologic therapy of uveitis utilizing endogenous posterior uveoretinitis(EPU)as an example.

این بررسی بر درمان ایمونولوژیک فعلی یووییت با استفاده از رتینیت یوورتی‌ریت خلفی خودآمیز (EPU) به عنوان نمونه تمرکز خواهد کرد.

The results showed that the high efficiency PCR system can differentially,conveniently,effectively and coinstantaneously examine the endogenous gene Lectin and the transgenic components.

نتایج نشان داد که سیستم PCR با راندمان بالا می‌تواند به طور تفاضلی، راحت، مؤثر و همزمان ژن اندوژن لکتین و اجزای ترانسژنی را بررسی کند.

This review article approached the mechanisms of endogenous factors, including elcosis factors and ulcer healing factors, in order to provide more effective way to prevent and treat gastric ulcer.

این مقاله مروری به مکانیسم‌های عوامل خودآمیز، از جمله عوامل الکزی و عوامل ترمیم زخم، پرداخت تا راهی مؤثرتر برای پیشگیری و درمان زخم معده ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید