endogeny

[ایالات متحده]/ˈɛndədʒəni/
[بریتانیا]/ɛnˈdɑdʒəni/

ترجمه

n. فرآیند توسعه از درون یک ارگانیسم; کیفیت یا حالت درون‌زا بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

endogeny factors

عوامل اندوژن

endogeny model

مدل اندوژن

endogeny process

فرآیند اندوژن

endogeny theory

نظریه اندوژن

endogeny effects

اثرات اندوژن

endogeny dynamics

پویایی اندوژن

endogeny relationships

روابط اندوژن

endogeny variables

متغیرهای اندوژن

endogeny framework

چارچوب اندوژن

endogeny influences

تاثیرات اندوژن

جملات نمونه

the concept of endogeny is crucial in evolutionary biology.

مفهوم اندوجی در زیست‌شناسی تکاملی بسیار مهم است.

researchers are studying the endogeny of certain plant species.

محققان در حال مطالعه اندوجی در گونه‌های خاص گیاهان هستند.

endogeny can influence the development of ecosystems.

اندوجی می‌تواند بر توسعه اکوسیستم‌ها تأثیر بگذارد.

understanding endogeny helps in biodiversity conservation.

درک اندوجی به حفظ تنوع زیستی کمک می‌کند.

endogeny plays a role in the adaptation of species.

اندوجی در سازگاری گونه‌ها نقش دارد.

the endogeny of traits can lead to unique evolutionary paths.

اندوجی صفات می‌تواند منجر به مسیرهای تکاملی منحصر به فرد شود.

scientists debate the endogeny versus exogeny in species development.

دانشمندان در مورد اندوجی در مقابل نهنجی در توسعه گونه‌ها بحث می‌کنند.

endogeny is a key factor in genetic variation.

اندوجی یک عامل کلیدی در تنوع ژنتیکی است.

the theory of endogeny has implications for climate change research.

نظریه اندوجی پیامدهایی برای تحقیقات تغییرات آب و هوایی دارد.

endogeny can be observed in various animal behaviors.

می‌توان اندوجی را در رفتارهای مختلف حیوانات مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید