chronic overwork serves as a powerful enervator of creative thinking.
کار بیش از حد مزمن به عنوان یک محرک قدرتمند برای کاهش تفکر خلاق عمل میکند.
procrastination can be a significant enervator of professional growth.
به تعویق انداختن میتواند یک عامل مهم برای کاهش رشد حرفهای باشد.
constant criticism becomes an emotional enervator that destroys team morale.
انتقاد دائمی به یک عامل احساسی تبدیل میشود که روحیه تیمی را از بین میبرد.
social media addiction acts as a mental enervator for many young people.
اعتیاد به رسانههای اجتماعی به عنوان یک عامل ذهنی برای بسیاری از جوانان عمل میکند.
financial worries function as a psychological enervator affecting overall health.
نگرانیهای مالی به عنوان یک عامل روانشناختی عمل میکنند که بر سلامت کلی تأثیر میگذارد.
the endless meetings proved to be a major enervator of workplace productivity.
جلسات بیپایان به عنوان یک عامل اصلی کاهش بهرهوری در محل کار ثابت شد.
negative thinking patterns serve as personal enervators of success.
الگوهای تفکر منفی به عنوان عوامل شخصی کاهش موفقیت عمل میکنند.
climate anxiety has become an unexpected enervator of daily motivation.
اضطراب آب و هوا به یک عامل غیرمنتظره برای کاهش انگیزه روزانه تبدیل شده است.
the tedious commute represents a daily enervator of personal energy.
مسیر رفت و آمد خستهکننده نشاندهنده یک عامل روزانه برای کاهش انرژی شخصی است.
multitasking frequently acts as an efficiency enervator in modern workplaces.
چند وظیفهای بودن اغلب به عنوان یک عامل کاهش کارایی در محیطهای کار مدرن عمل میکند.
perfectionism often serves as a creativity enervator for artists.
کمالگرایی اغلب به عنوان یک عامل کاهش خلاقیت برای هنرمندان عمل میکند.
information overload can be a cognitive enervator for students.
بار اطلاعاتی زیاد میتواند یک عامل شناختی برای کاهش توانایی دانشجویان باشد.
chronic overwork serves as a powerful enervator of creative thinking.
کار بیش از حد مزمن به عنوان یک محرک قدرتمند برای کاهش تفکر خلاق عمل میکند.
procrastination can be a significant enervator of professional growth.
به تعویق انداختن میتواند یک عامل مهم برای کاهش رشد حرفهای باشد.
constant criticism becomes an emotional enervator that destroys team morale.
انتقاد دائمی به یک عامل احساسی تبدیل میشود که روحیه تیمی را از بین میبرد.
social media addiction acts as a mental enervator for many young people.
اعتیاد به رسانههای اجتماعی به عنوان یک عامل ذهنی برای بسیاری از جوانان عمل میکند.
financial worries function as a psychological enervator affecting overall health.
نگرانیهای مالی به عنوان یک عامل روانشناختی عمل میکنند که بر سلامت کلی تأثیر میگذارد.
the endless meetings proved to be a major enervator of workplace productivity.
جلسات بیپایان به عنوان یک عامل اصلی کاهش بهرهوری در محل کار ثابت شد.
negative thinking patterns serve as personal enervators of success.
الگوهای تفکر منفی به عنوان عوامل شخصی کاهش موفقیت عمل میکنند.
climate anxiety has become an unexpected enervator of daily motivation.
اضطراب آب و هوا به یک عامل غیرمنتظره برای کاهش انگیزه روزانه تبدیل شده است.
the tedious commute represents a daily enervator of personal energy.
مسیر رفت و آمد خستهکننده نشاندهنده یک عامل روزانه برای کاهش انرژی شخصی است.
multitasking frequently acts as an efficiency enervator in modern workplaces.
چند وظیفهای بودن اغلب به عنوان یک عامل کاهش کارایی در محیطهای کار مدرن عمل میکند.
perfectionism often serves as a creativity enervator for artists.
کمالگرایی اغلب به عنوان یک عامل کاهش خلاقیت برای هنرمندان عمل میکند.
information overload can be a cognitive enervator for students.
بار اطلاعاتی زیاد میتواند یک عامل شناختی برای کاهش توانایی دانشجویان باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید