| جمع | enfeoffments |
legal enfeoffment
وقف قانونی
feudal enfeoffment
وقف فئودالی
enfeoffment process
فرآیند واگذاری
enfeoffment deed
سند واگذاری
enfeoffment rights
حقوق واگذاری
enfeoffment agreement
توافقنامه واگذاری
enfeoffment grant
اعطای واگذاری
enfeoffment terms
شرایط واگذاری
enfeoffment laws
قوانین واگذاری
the king granted an enfeoffment to his loyal vassal.
شاهزادهخانهای را به خدمتگاری وفادار خود اعطا کرد.
enfeoffment was a common practice in medieval europe.
اعطای فیف یک عمل رایج در اروپای قرون وسطی بود.
he received his enfeoffment after years of service.
او پس از سالها خدمت، فیف خود را دریافت کرد.
the process of enfeoffment involved legal formalities.
فرآیند اعطای فیف شامل تشریفات قانونی بود.
enfeoffment helped establish feudal relationships.
اعطای فیف به ایجاد روابط فئودالی کمک کرد.
the lord's enfeoffment of the land was contested.
اعطای زمین به ارباب توسط لرد مورد مناقشه قرار گرفت.
enfeoffment was often accompanied by oaths of loyalty.
اعطای فیف اغلب با سوگند وفاداری همراه بود.
the enfeoffment ceremony was a grand affair.
آیین اعطای فیف یک رویداد بزرگ بود.
in some cultures, enfeoffment was a rite of passage.
در برخی فرهنگها، اعطای فیف یک آیین عبور بود.
disputes over enfeoffment led to many conflicts.
اختلافات بر سر اعطای فیف منجر به بسیاری از مناقشات شد.
legal enfeoffment
وقف قانونی
feudal enfeoffment
وقف فئودالی
enfeoffment process
فرآیند واگذاری
enfeoffment deed
سند واگذاری
enfeoffment rights
حقوق واگذاری
enfeoffment agreement
توافقنامه واگذاری
enfeoffment grant
اعطای واگذاری
enfeoffment terms
شرایط واگذاری
enfeoffment laws
قوانین واگذاری
the king granted an enfeoffment to his loyal vassal.
شاهزادهخانهای را به خدمتگاری وفادار خود اعطا کرد.
enfeoffment was a common practice in medieval europe.
اعطای فیف یک عمل رایج در اروپای قرون وسطی بود.
he received his enfeoffment after years of service.
او پس از سالها خدمت، فیف خود را دریافت کرد.
the process of enfeoffment involved legal formalities.
فرآیند اعطای فیف شامل تشریفات قانونی بود.
enfeoffment helped establish feudal relationships.
اعطای فیف به ایجاد روابط فئودالی کمک کرد.
the lord's enfeoffment of the land was contested.
اعطای زمین به ارباب توسط لرد مورد مناقشه قرار گرفت.
enfeoffment was often accompanied by oaths of loyalty.
اعطای فیف اغلب با سوگند وفاداری همراه بود.
the enfeoffment ceremony was a grand affair.
آیین اعطای فیف یک رویداد بزرگ بود.
in some cultures, enfeoffment was a rite of passage.
در برخی فرهنگها، اعطای فیف یک آیین عبور بود.
disputes over enfeoffment led to many conflicts.
اختلافات بر سر اعطای فیف منجر به بسیاری از مناقشات شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید