engravings

[ایالات متحده]/ɪnˈɡreɪvɪŋz/
[بریتانیا]/ɪnˈɡreɪvɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاپ هایی که از صفحات حکاکی شده ساخته شده اند؛ حکاکی ها یا آثار حکاکی شده؛ هنر حکاکی؛ تکنیک حکاکی

عبارات و ترکیب‌ها

fine engravings

نقش‌برداری‌های ظریف

wood engravings

نقش‌برداری‌های چوبی

metal engravings

نقش‌برداری‌های فلزی

original engravings

نقش‌برداری‌های اصلی

artistic engravings

نقش‌برداری‌های هنری

historic engravings

نقش‌برداری‌های تاریخی

detailed engravings

نقش‌برداری‌های دقیق

color engravings

نقش‌برداری‌های رنگی

intricate engravings

نقش‌برداری‌های پیچیده

famous engravings

نقش‌برداری‌های مشهور

جملات نمونه

many ancient civilizations left behind beautiful engravings.

تک تنهاترین تمدن های باستانی، حکاکی های زیبا از خود به جا گذاشتند.

the engravings on the stone tell a fascinating story.

حکاکی های روی سنگ، داستانی جذاب را روایت می کنند.

art historians study engravings to understand cultural influences.

تاریخداران هنر برای درک تأثیرات فرهنگی، حکاکی ها را مطالعه می کنند.

she admired the intricate engravings on the jewelry.

او به حکاکی های پیچیده روی جواهرات خیره شد.

engravings can be found in many forms of art.

حکاکی ها را می توان در بسیاری از اشکال هنری یافت.

he specializes in wood engravings and prints.

او در حکاکی چوبی و چاپ تخصص دارد.

some engravings are so detailed that they seem lifelike.

برخی از حکاکی ها به قدری دقیق هستند که به نظر می رسد زنده هستند.

the museum features a collection of rare engravings.

موزه دارای مجموعه ای از حکاکی های کمیاب است.

engravings can add a personal touch to gifts.

حکاکی ها می توانند به هدیه ها یک حس شخصی اضافه کنند.

he created stunning engravings using a laser cutter.

او با استفاده از دستگاه برش لیزر، حکاکی های خیره کننده ای ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید