enlistee

[ایالات متحده]/ɪnˈlɪstiː/
[بریتانیا]/ɪnˈlɪsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که ثبت نام کرده است، به ویژه در نظامی؛ سرباز (مرد یا زن)؛ استخدام شده

عبارات و ترکیب‌ها

new enlistee

نفر تازه استخدام شده

experienced enlistee

نفر با تجربه استخدام شده

enlistee benefits

مزایای استخدام

enlistee training

آموزش استخدام

enlistee status

وضعیت استخدام

enlistee program

برنامه استخدام

enlistee requirements

الزامات استخدام

enlistee support

حمایت از استخدام

enlistee record

سوابق استخدام

enlistee information

اطلاعات استخدام

جملات نمونه

the enlistee was excited about starting basic training.

نامزد برای شروع آموزش مقدماتی هیجان‌زده بود.

every enlistee must complete a medical examination.

هر نامزد باید یک معاینه پزشکی را تکمیل کند.

the enlistee received a warm welcome from their peers.

نامزد از همسالان خود استقبال گرمی دریافت کرد.

as an enlistee, you will learn valuable skills.

به عنوان یک نامزد، شما مهارت‌های ارزشمندی را یاد خواهید گرفت.

the enlistee's family was proud of their decision.

خانواده نامزد از تصمیم آنها مفتخر بود.

training exercises are crucial for every enlistee.

تمرینات آموزشی برای هر نامزد حیاتی هستند.

the enlistee learned about military protocols.

نامزد در مورد پروتکل‌های نظامی یاد گرفت.

many enlistees form lifelong friendships during service.

بسیاری از نامزدها در طول خدمت، دوستی‌های طولانی‌مدت برقرار می‌کنند.

the enlistee was assigned to a specialized unit.

نامزد به یک واحد تخصصی منصوب شد.

support systems are important for every enlistee.

سیستم‌های پشتیبانی برای هر نامزد مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید