enormities

[ایالات متحده]/ɪˈnɔːmətiz/
[بریتانیا]/ɪˈnɔːrmɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراط در شرارت یا بی‌اخلاقی؛ عمل بزرگی از شرارت؛ اندازه یا وسعت بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

moral enormities

عمال اخلاقی غیرقابل تصور

social enormities

عمال اجتماعی غیرقابل تصور

political enormities

عمال سیاسی غیرقابل تصور

historical enormities

عمال تاریخی غیرقابل تصور

enormities of war

عمال جنگ غیرقابل تصور

enormities of injustice

عمال بی‌عدالتی غیرقابل تصور

enormities of greed

عمال طمع غیرقابل تصور

enormities of oppression

عمال ستم غیرقابل تصور

enormities of corruption

عمال فساد غیرقابل تصور

enormities of violence

عمال خشونت غیرقابل تصور

جملات نمونه

we must confront the enormities of climate change.

ما باید با بزرگی‌های تغییرات آب و هوایی روبرو شویم.

the enormities of war can never be justified.

بزرگی‌های جنگ هرگز قابل توجیه نیست.

she spoke about the enormities of social injustice.

او در مورد بزرگی‌های بی‌عدالتی اجتماعی صحبت کرد.

his actions revealed the enormities of his greed.

اقدامات او بزرگی‌های طمع او را نشان داد.

we cannot ignore the enormities of human rights abuses.

ما نمی‌توانیم از بزرگی‌های نقض حقوق بشر چشم‌پوشی کنیم.

the enormities of the disaster were beyond comprehension.

بزرگی‌های فاجعه فراتر از درک بود.

addressing the enormities of poverty is crucial.

رسیدگی به بزرگی‌های فقر بسیار مهم است.

the report highlighted the enormities of the corruption scandal.

گزارش بزرگی‌های رسوه‌ فساد را برجسته کرد.

we must acknowledge the enormities of our past mistakes.

ما باید بزرگی‌های اشتباهات گذشته خود را بپذیریم.

the enormities of the situation require immediate action.

بزرگی‌های وضعیت نیاز به اقدام فوری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید