enplanes

[ایالات متحده]/ɪnˈpleɪnz/
[بریتانیا]/ɪnˈpleɪnz/

ترجمه

vi. به یک هواپیما سوار شدن
vt. بارگذاری بر روی یک هواپیما

عبارات و ترکیب‌ها

enplanes passengers

بار مسافران

enplanes luggage

بار چمدانی

enplanes cargo

بار محموله

enplanes aircraft

هواپیما

enplanes crew

خدمه پرواز

enplanes flight

پرواز

enplanes passengers quickly

به سرعت مسافران را سوار می‌کند

enplanes at gate

در گیت سوار می‌شود

enplanes before departure

قبل از عزیمت سوار می‌شود

enplanes smoothly

به راحتی سوار می‌شود

جملات نمونه

the passenger enplanes at gate 5.

مسافر از دروازه شماره 5 سوار هواپیما می‌شود.

the flight enplanes at 7 pm.

پرواز ساعت 7 بعد از ظهر سوار هواپیما می‌شود.

she enplanes for her business trip tomorrow.

او فردا برای سفر کاری خود سوار هواپیما می‌شود.

after the announcement, the group enplanes quickly.

پس از اعلام، گروه به سرعت سوار هواپیما می‌شود.

the airline ensures that everyone enplanes safely.

شرکت هواپیمایی اطمینان حاصل می‌کند که همه به طور ایمن سوار هواپیما شوند.

passengers must show their tickets before they enplane.

مسافران باید قبل از سوار شدن بلیط خود را نشان دهند.

the crew assists those who enplane late.

خدمه به کسانی که دیر سوار می‌شوند کمک می‌کند.

once the boarding process starts, she quickly enplanes.

هنگامی که فرآیند سوار شدن شروع می‌شود، او به سرعت سوار هواپیما می‌شود.

he enplanes for a long-awaited vacation.

او برای یک تعطیلات مورد انتظار طولانی سوار هواپیما می‌شود.

they enplane on the new aircraft for the first time.

آنها برای اولین بار سوار هواپیمای جدید می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید