ensconces in comfort
در آسایش فرو میرود
ensconces in safety
در امنیت فرو میرود
ensconces within walls
درون دیوارها فرو میرود
ensconces in luxury
در تجمل فرو میرود
ensconces in shadows
در سایهها فرو میرود
ensconces in solitude
در تنهایی فرو میرود
ensconces in tradition
در سنت فرو میرود
ensconces in nature
در طبیعت فرو میرود
ensconces in silence
در سکوت فرو میرود
ensconces in warmth
در گرما فرو میرود
she ensconces herself in a cozy corner of the library.
او خود را در یک گوشه دنج کتابخانه پنهان میکند.
the cat ensconces in the sunniest spot of the room.
گربه خود را در آفتابترین نقطه اتاق پنهان میکند.
he ensconces his thoughts in a journal.
او افکار خود را در یک دفترچه یادداشت پنهان میکند.
the children ensconces themselves in their blankets during the storm.
کودکان خود را در طول طوفان در پتوهای خود پنهان میکنند.
they ensconces in the comfort of their home on rainy days.
آنها در آرامش خانه خود در روزهای بارانی پنهان میشوند.
she ensconces herself in her favorite chair with a good book.
او خود را با یک کتاب خوب در صندلی مورد علاقه خود پنهان میکند.
he ensconces his prized possessions in a safe.
او داراییهای ارزشمند خود را در یک گاوصندوق پنهان میکند.
the dog ensconces beside the fireplace during winter.
سگ در کنار شومینه در طول زمستان پنهان میشود.
she carefully ensconces her emotions behind a smile.
او با دقت احساسات خود را پشت لبخندی پنهان میکند.
they ensconces in their thoughts while watching the sunset.
آنها در حالی که غروب خورشید را تماشا میکنند، در افکار خود پنهان میشوند.
ensconces in comfort
در آسایش فرو میرود
ensconces in safety
در امنیت فرو میرود
ensconces within walls
درون دیوارها فرو میرود
ensconces in luxury
در تجمل فرو میرود
ensconces in shadows
در سایهها فرو میرود
ensconces in solitude
در تنهایی فرو میرود
ensconces in tradition
در سنت فرو میرود
ensconces in nature
در طبیعت فرو میرود
ensconces in silence
در سکوت فرو میرود
ensconces in warmth
در گرما فرو میرود
she ensconces herself in a cozy corner of the library.
او خود را در یک گوشه دنج کتابخانه پنهان میکند.
the cat ensconces in the sunniest spot of the room.
گربه خود را در آفتابترین نقطه اتاق پنهان میکند.
he ensconces his thoughts in a journal.
او افکار خود را در یک دفترچه یادداشت پنهان میکند.
the children ensconces themselves in their blankets during the storm.
کودکان خود را در طول طوفان در پتوهای خود پنهان میکنند.
they ensconces in the comfort of their home on rainy days.
آنها در آرامش خانه خود در روزهای بارانی پنهان میشوند.
she ensconces herself in her favorite chair with a good book.
او خود را با یک کتاب خوب در صندلی مورد علاقه خود پنهان میکند.
he ensconces his prized possessions in a safe.
او داراییهای ارزشمند خود را در یک گاوصندوق پنهان میکند.
the dog ensconces beside the fireplace during winter.
سگ در کنار شومینه در طول زمستان پنهان میشود.
she carefully ensconces her emotions behind a smile.
او با دقت احساسات خود را پشت لبخندی پنهان میکند.
they ensconces in their thoughts while watching the sunset.
آنها در حالی که غروب خورشید را تماشا میکنند، در افکار خود پنهان میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید