enshrines

[ایالات متحده]/ɪnˈʃraɪnz/
[بریتانیا]/ɪnˈʃraɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را در یک معبد قرار دادن یا نگه داشتن؛ چیزی را به عنوان مقدس حفظ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

freedom enshrines

تضمین آزادی

right enshrines

تضمین حق

value enshrines

تضمین ارزش

principle enshrines

تضمین اصل

belief enshrines

تضمین باور

tradition enshrines

تضمین سنت

law enshrines

تضمین قانون

heritage enshrines

تضمین میراث

culture enshrines

تضمین فرهنگ

history enshrines

تضمین تاریخ

جملات نمونه

the constitution enshrines the rights of all citizens.

قانون اساسی حقوق همه شهروندان را تضمین می‌کند.

this monument enshrines the memory of those who fought for freedom.

این بنای تاریخی یادبود کسانی را که برای آزادی جنگیدند، گرامی می‌دارد.

the museum enshrines the history of our culture.

این موزه تاریخ فرهنگ ما را حفظ می‌کند.

the treaty enshrines the principles of peace and cooperation.

این پیمان اصول صلح و همکاری را تضمین می‌کند.

her diary enshrines the thoughts and feelings of her youth.

دفترچه خاطرات او افکار و احساسات جوانی او را حفظ می‌کند.

the award enshrines the achievements of outstanding individuals.

این جایزه دستاوردهای افراد برجسته را گرامی می‌دارد.

this book enshrines the wisdom of ancient philosophers.

این کتاب خرد فیلسوفان باستانی را حفظ می‌کند.

the shrine enshrines the spirit of the ancestors.

این مکان مقدس روح نیاکان را گرامی می‌دارد.

the law enshrines the rights of workers.

این قانون حقوق کارگران را تضمین می‌کند.

the statue enshrines the legacy of a great leader.

این مجسمه میراث یک رهبر بزرگ را گرامی می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید