ensiled

[ایالات متحده]/ˈɛnsaɪl/
[بریتانیا]/ˈɛnsaɪl/

ترجمه

vt. ذخیره علوفه سبز در سیلو; حفظ در یک گودال یا سیلو

عبارات و ترکیب‌ها

ensile forage

کنسانتره علوفه

ensile corn

کنسانتره ذرت

ensile crops

کنسانتره محصولات کشاورزی

ensile grass

کنسانتره چمن

ensile silage

کنسانتره علوفه دان

ensile material

مواد کنسانه

ensile technique

تکنیک کنسانه

ensile method

روش کنسانه

ensile feed

خوراک کنسانه

ensile storage

ذخیره سازی کنسانه

جملات نمونه

farmers often ensile their crops to preserve them for winter.

کشاورزان اغلب محصولات خود را برای حفظ آنها برای زمستان، عمل فرايند می‌کنند.

it is important to ensile the grass properly to prevent spoilage.

برای جلوگیری از فساد، عمل فرايند کردن چمن به درستی مهم است.

they decided to ensile the corn to feed the livestock.

آنها تصمیم گرفتند ذرت را برای تغذیه دام عمل فرايند کنند.

ensiling is a common practice in dairy farming.

عمل فرايند کردن در دامداری رایج است.

to ensile effectively, the moisture content must be just right.

برای عمل فرايند کردن موثر، میزان رطوبت باید دقیقاً درست باشد.

they use a special machine to ensile the forage.

آنها از یک دستگاه ویژه برای عمل فرايند کردن علوفه استفاده می‌کنند.

properly ensiled feed can improve animal health.

عمل فرايند کردن مناسب می‌تواند سلامت حیوانات را بهبود بخشد.

farmers learned to ensile during the training workshop.

کشاورزان در کارگاه آموزشی یاد گرفتند چگونه عمل فرايند کنند.

ensiling helps to reduce waste in agricultural production.

عمل فرايند کردن به کاهش ضایعات در تولید کشاورزی کمک می‌کند.

he explained how to ensile different types of feed.

او توضیح داد که چگونه انواع مختلف خوراک را عمل فرايند کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید