entailing

[ایالات متحده]/ɪnˈteɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈteɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را ضروری کردن؛ نیازمند کردن؛ ارث را محدود کردن؛ ضروری ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

entailing costs

شامل هزینه ها

entailing risks

شامل خطرات

entailing benefits

شامل منافع

entailing responsibilities

شامل مسئولیت ها

entailing actions

شامل اقدامات

entailing decisions

شامل تصمیمات

entailing changes

شامل تغییرات

entailing obligations

شامل تعهدات

entailing procedures

شامل رویه ها

entailing requirements

شامل الزامات

جملات نمونه

entailing a lot of hard work, the project took several months to complete.

با وجود تلاش فراوان، پروژه چندین ماه طول کشید تا تکمیل شود.

her new job is entailing more responsibilities than she expected.

شغل جدید او مسئولیت‌های بیشتری نسبت به آنچه انتظار داشت به همراه دارد.

the decision entailed significant changes in company policy.

این تصمیم منجر به تغییرات قابل توجهی در سیاست‌های شرکت شد.

entailing both risks and rewards, investing in stocks can be challenging.

سرمایه‌گذاری در سهام، با وجود ریسک‌ها و پاداش‌ها، می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

his role in the project is entailing collaboration with various teams.

نقش او در پروژه شامل همکاری با تیم‌های مختلف است.

planning the event entailed a lot of detailed organization.

برنامه‌ریزی رویداد نیازمند سازماندهی دقیق و جزئیات زیادی بود.

entailing a thorough analysis, the report was quite comprehensive.

گزارش با توجه به تحلیل کامل و جامع، بسیار کامل بود.

the renovation is entailing a complete overhaul of the building.

بازسازی شامل بازسازی کامل ساختمان است.

entailing both time and effort, the study was worth it.

با وجود صرف زمان و تلاش، مطالعه ارزشش را داشت.

her promotion is entailing a salary increase and additional benefits.

ارتقای شغلی او شامل افزایش حقوق و مزایای بیشتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید