enticingly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز دلپذیر یا جذاب

جملات نمونه

The store displayed its products enticingly in the shop window.

فروشگاه محصولات خود را به گونه‌ای جذاب در ویترین نمایش می‌داد.

She smiled enticingly at him, hoping he would ask her out.

او با حالتی فریبنده به او لبخند زد، امیدوار بود که از او خواستگاری کند.

The restaurant's menu was written enticingly, making it hard to choose just one dish.

منوی رستوران به گونه‌ای فریبنده نوشته شده بود که انتخاب تنها یک غذا را دشوار می‌کرد.

The advertisement for the new perfume was designed enticingly to attract customers.

تبلیغ جدید عطر به گونه‌ای فریبنده طراحی شده بود تا مشتریان را جذب کند.

The book cover was illustrated enticingly, drawing readers in with its beautiful artwork.

جلد کتاب به گونه‌ای جذاب تصویرسازی شده بود که با هنر زیبای خود، خوانندگان را جذب می‌کرد.

The hotel offered enticingly low rates for a limited time to attract more guests.

هتل به مدت محدود، نرخ‌های بسیار پایین و وسوسه‌انگیز ارائه می‌داد تا مهمانان بیشتری را جذب کند.

The online store displayed its products enticingly with high-quality images and detailed descriptions.

فروشگاه آنلاین محصولات خود را با تصاویر باکیفیت و توضیحات دقیق به گونه‌ای جذاب به نمایش می‌گذاشت.

The dessert looked enticingly delicious with its layers of chocolate and cream.

دسر به طرز وسوسه‌انگیزی خوشمزه به نظر می‌رسید با لایه‌های شکلات و خامه.

The travel brochure described the exotic destination enticingly, making readers dream of visiting.

بروشور سفر، مقصد egzotic را به گونه‌ای فریبنده توصیف می‌کرد که باعث می‌شد خوانندگان رویای بازدید از آن را ببینند.

The movie trailer was edited enticingly to create anticipation and excitement among viewers.

تریلر فیلم به گونه‌ای فریبنده تدوین شده بود تا انتظار و هیجان را در بین بینندگان ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید