entrepot

[ایالات متحده]/ˈɒntrəpəʊ/
[بریتانیا]/ˈɑːntrəpoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انبار یا مرکز تجاری; انبار گمرکی یا بندر ترانشیپمنت; مرکز توزیع کالا یا انبار
Word Forms
جمعentrepots

عبارات و ترکیب‌ها

customs entrepot

گمرک انبار

entrepot trade

معاملات انبار

free entrepot

انبار آزاد

entrepot zone

منطقه انبار

entrepot system

سیستم انبار

entrepot services

خدمات انبار

entrepot facility

امکانات انبار

entrepot operations

عملیات انبار

entrepot management

مدیریت انبار

entrepot logistics

تدارکات انبار

جملات نمونه

the city served as a major entrepot for trade.

شهر به عنوان یک مرکز تجاری بزرگ برای تجارت خدمت می‌کرد.

goods are often stored in the entrepot before distribution.

کالاها اغلب قبل از توزیع در انبار ذخیره می‌شوند.

the entrepot facilitates international shipping.

انبار حمل و نقل بین‌المللی را تسهیل می‌کند.

many entrepots have customs facilities for inspections.

بسیاری از انبارها دارای امکانات گمرکی برای بازرسی هستند.

investing in an entrepot can boost local economies.

سرمایه‌گذاری در یک انبار می‌تواند اقتصاد محلی را تقویت کند.

historically, entrepots were vital for maritime trade routes.

در طول تاریخ، انبارها برای مسیرهای تجاری دریایی حیاتی بودند.

they established an entrepot to manage imports and exports.

آنها یک انبار برای مدیریت واردات و صادرات ایجاد کردند.

development of the entrepot improved regional connectivity.

توسعه انبار اتصال منطقه‌ای را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید