enucleates

[ایالات متحده]/ɪˈnjuːklieɪts/
[بریتانیا]/ɪˈnjuːklieɪts/

ترجمه

v. هسته را از یک سلول برداشتن؛ روشن کردن یا توضیح دادن

عبارات و ترکیب‌ها

enucleates the cell

خالزدار کردن سلول

enucleates the nucleus

خالزدار کردن هسته

enucleates the egg

خالزدار کردن تخم

enucleates the tumor

خالزدار کردن تومور

enucleates the tissue

خالزدار کردن بافت

enucleates the organism

خالزدار کردن موجود

enucleates the structure

خالزدار کردن ساختار

enucleates the sample

خالزدار کردن نمونه

enucleates the particle

خالزدار کردن ذره

enucleates the organ

خالزدار کردن اندام

جملات نمونه

the surgeon enucleates the tumor with precision.

جراح با دقت تومور را خارج می‌کند.

she enucleates the seeds from the fruit carefully.

او با دقت دانه‌ها را از میوه خارج می‌کند.

the researcher enucleates cells for the experiment.

محقق سلول‌ها را برای آزمایش خارج می‌کند.

he enucleates the details from the report.

او جزئیات را از گزارش خارج می‌کند.

the process enucleates the essential information.

این فرآیند اطلاعات ضروری را خارج می‌کند.

during the procedure, the doctor enucleates the cyst.

در طول این روش، پزشک کیست را خارج می‌کند.

she enucleates the best parts of the story.

او بهترین قسمت‌های داستان را خارج می‌کند.

the technician enucleates the nucleus from the cell.

تکنسین هسته را از سلول خارج می‌کند.

he enucleates the relevant data for analysis.

او داده‌های مرتبط را برای تجزیه و تحلیل خارج می‌کند.

the artist enucleates the main theme of the painting.

هنرمند مضمون اصلی نقاشی را خارج می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید