operates

[ایالات متحده]/ˈɒpəreɪts/
[بریتانیا]/ˈɑːpəreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کردن یا کار کردن؛ کنترل یا مدیریت کردن؛ انجام یک عمل جراحی

عبارات و ترکیب‌ها

company operates

شرکت فعالیت می‌کند

system operates

سیستم فعالیت می‌کند

firm operates

شرکت فعالیت می‌کند

machine operates

ماشین فعالیت می‌کند

service operates

خدمات ارائه می‌دهد

business operates

کسب و کار فعالیت می‌کند

facility operates

امکانات فعالیت می‌کنند

device operates

دستگاه فعالیت می‌کند

software operates

نرم افزار فعالیت می‌کند

network operates

شبکه فعالیت می‌کند

جملات نمونه

the company operates in multiple countries.

شرکت در چندین کشور فعالیت می‌کند.

he operates the machinery with great skill.

او ماشین‌آلات را با مهارت فراوان اداره می‌کند.

the organization operates on a non-profit basis.

سازمان بر اساس غیرانتفاعی فعالیت می‌کند.

she operates a successful online business.

او یک کسب و کار آنلاین موفق را اداره می‌کند.

the system operates efficiently under pressure.

سیستم تحت فشار به طور کارآمد عمل می‌کند.

the vehicle operates using renewable energy.

وسیله نقلیه با استفاده از انرژی تجدیدپذیر کار می‌کند.

the team operates effectively in a remote environment.

تیم به طور مؤثر در یک محیط دورافتاده فعالیت می‌کند.

the software operates on various platforms.

نرم‌افزار روی پلتفرم‌های مختلف اجرا می‌شود.

he operates under strict guidelines.

او طبق دستورالعمل‌های سختگیرانه عمل می‌کند.

the factory operates 24 hours a day.

کارخانه 24 ساعت در روز فعالیت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید