enumerable

[ایالات متحده]/ɪˈnjuːmərəbl/
[بریتانیا]/ɪˈnuːmərəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل شمارش یا فهرست شدن؛ شمارش پذیر؛ قادر به شمارش

عبارات و ترکیب‌ها

enumerable items

موارد قابل شمارش

enumerable collection

مجموعه قابل شمارش

enumerable type

نوع قابل شمارش

enumerable interface

واسط قابل شمارش

enumerable properties

ویژگی‌های قابل شمارش

enumerable sequence

توالی قابل شمارش

enumerable values

مقادیر قابل شمارش

enumerable elements

عناصر قابل شمارش

enumerable objects

اشیاء قابل شمارش

enumerable list

لیست قابل شمارش

جملات نمونه

the list of items is enumerable.

لیست اقلام قابل شمارش است.

we can create an enumerable collection of data.

ما می توانیم یک مجموعه قابل شمارش از داده ها ایجاد کنیم.

all enumerable types can be iterated over.

تمام انواع قابل شمارش را می توان تکرار کرد.

in programming, enumerable objects are essential.

در برنامه نویسی، اشیاء قابل شمارش ضروری هستند.

this function returns an enumerable sequence.

این تابع یک دنباله قابل شمارش را برمی گرداند.

enumerable collections simplify data manipulation.

مجموعه های قابل شمارش دستکاری داده ها را آسان می کنند.

we need to define an enumerable interface.

ما باید یک رابط قابل شمارش تعریف کنیم.

enumerable types help in data analysis.

انواع قابل شمارش به تجزیه و تحلیل داده ها کمک می کنند.

he prefers working with enumerable data structures.

او ترجیح می دهد با ساختارهای داده قابل شمارش کار کند.

enumerable properties enhance the functionality of classes.

ویژگی های قابل شمارش عملکرد کلاس ها را افزایش می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید