countable

[ایالات متحده]/'kauntəbl/
[بریتانیا]/ˈkaʊntəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل شمارش یا محاسبه; قابل شماره گذاری

جملات نمونه

countable items; countable sins.

موارد قابل شمارش؛ گناهان قابل شمارش.

The word “person” is a countable noun.

کلمه "person" یک اسم قابل شمارش است.

By the method of "Every open set in R" is the union of an at most countable collection of disjoint connected open sets", the paper deals with some problems of countability in real analysis.

با روش "هر مجموعه باز در R" که اتحاد یک مجموعه گسسته و متصل باز در نظر گرفته شود، مقاله به برخی از مسائل قابلیت شمارش در آنالیز حقیقی می پردازد.

There are five countable nouns in this sentence.

پنج اسم قابل شمارش در این جمله وجود دارد.

Apples and oranges are countable nouns.

سیب و پرتقال اسم های قابل شمارش هستند.

I have three countable items on my shopping list.

من سه مورد قابل شمارش در لیست خرید خود دارم.

Countable nouns can be singular or plural.

اسم های قابل شمارش می توانند مفرد یا جمع باشند.

Students were asked to identify countable nouns in the sentence.

از دانش آموزان خواسته شد اسم های قابل شمارش را در جمله شناسایی کنند.

Countable objects can be easily quantified.

اشیاء قابل شمارش را می توان به راحتی کمیت سنجی کرد.

The teacher explained the difference between countable and uncountable nouns.

معلم تفاوت بین اسم های قابل شمارش و غیرقابل شمارش را توضیح داد.

Countable nouns can be counted using numbers.

می توان اسم های قابل شمارش را با استفاده از اعداد شمرد.

Countable nouns have both singular and plural forms.

اسم های قابل شمارش هم مفرد و هم جمع دارند.

It's important to distinguish between countable and uncountable nouns in English grammar.

در دستور زبان انگلیسی، مهم است که بین اسم های قابل شمارش و غیرقابل شمارش تمایز قائل شوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید