enwrapping

[ایالات متحده]/ɪnˈræpɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈræpɪŋ/

ترجمه

v. عمل محصور کردن یا احاطه کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

enwrapping dreams

در بر گرفتن رویاها

enwrapping love

در بر گرفتن عشق

enwrapping light

در بر گرفتن نور

enwrapping thoughts

در بر گرفتن افکار

enwrapping nature

در بر گرفتن طبیعت

enwrapping memories

در بر گرفتن خاطرات

enwrapping beauty

در بر گرفتن زیبایی

enwrapping joy

در بر گرفتن شادی

enwrapping peace

در بر گرفتن صلح

enwrapping hope

در بر گرفتن امید

جملات نمونه

the artist was enwrapping the canvas with vibrant colors.

هنرمند در حال پیچیدن بوم نقاشی با رنگ‌های زنده بود.

the gift was enwrapping in beautiful paper.

هدیه در کاغذهای زیبا پیچیده شده بود.

she found comfort in the enwrapping embrace of her friend.

او آرامش را در آغوش فراگیر دوستش یافت.

the fog was enwrapping the mountains in a mysterious shroud.

مه کوه‌ها را در یک پوشش مرموز پیچیده کرده بود.

he was enwrapping his thoughts in a cloud of uncertainty.

او افکار خود را در یک فضای ابهام پیچید.

the children were enwrapping their toys in colorful blankets.

کودکان اسباب‌بازی‌های خود را در پتوهای رنگارنگ پیچیدند.

the vines were enwrapping the old tree, giving it a new life.

سرشاخه ها درخت قدیمی را پیچیدند و به آن زندگی جدیدی بخشیدند.

she enjoyed enwrapping herself in a warm scarf during winter.

او از پیچیدن خود در یک روسری گرم در زمستان لذت می برد.

the story was enwrapping the audience in a web of intrigue.

داستان مخاطبان را در شبکه ای از رمز و راز پیچید.

the aroma of the spices was enwrapping the entire kitchen.

عطر ادویه‌ها کل آشپزخانه را در بر گرفته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید