eparches

[ایالات متحده]/ˈɛpɑːtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈɛpɑrʧɪz/

ترجمه

n. اسقف ارشد یا فرماندار یک منطقه

عبارات و ترکیب‌ها

local eparches

اسقف‌های محلی

eparches authority

قدرت اسقف‌ها

eparches leadership

رهبری اسقف‌ها

eparches community

جامعه اسقف‌ها

eparches structure

ساختار اسقف‌ها

eparches council

شورای اسقف‌ها

eparches history

تاریخچه اسقف‌ها

eparches mission

ماموریت اسقف‌ها

eparches region

منطقه اسقف‌ها

eparches network

شبکه اسقف‌ها

جملات نمونه

several eparches govern the region.

چندین اسقف منطقه را اداره می‌کنند.

the eparches met to discuss local issues.

اسقفان برای بحث در مورد مسائل محلی گرد هم آمدند.

each eparche has its own unique traditions.

هر اسقف سنت‌های خاص خود را دارد.

he was appointed as an eparche last year.

او سال گذشته به عنوان اسقف منصوب شد.

the eparches play a crucial role in the community.

اسقفان نقش مهمی در جامعه ایفا می‌کنند.

she visited several eparches during her travels.

او در طول سفر خود از چندین اسقف بازدید کرد.

the responsibilities of eparches vary by region.

مسئولیت‌های اسقفان بسته به منطقه متفاوت است.

he is well-respected among the eparches.

او در بین اسقفان از احترام زیادی برخوردار است.

they organized a conference for all eparches.

آنها کنفرانسی برای همه اسقفان برگزار کردند.

the eparches are responsible for spiritual guidance.

اسقفان مسئول هدایت معنوی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید