epigeous

[ایالات متحده]/ˈɛpɪdʒəs/
[بریتانیا]/ˈɛpɪdʒəs/

ترجمه

adj. در حال رشد بر روی سطح زمین یا بر روی برگ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

epigeous fungi

قارچ‌های سرزمینی

epigeous plants

گیاهان سرزمینی

epigeous species

گونه‌های سرزمینی

epigeous growth

رشد سرزمینی

epigeous organisms

ارگانیسم‌های سرزمینی

epigeous roots

ریشه‌های سرزمینی

epigeous structures

ساختارهای سرزمینی

epigeous habitat

زیستگاه سرزمینی

epigeous layer

لایه سرزمینی

epigeous vegetation

پوشش گیاهی سرزمینی

جملات نمونه

the epigeous fungi thrive in the forest floor.

قارچ‌های سرزمینی در کف جنگل رشد می‌کنند.

many epigeous plants can be found in this region.

گیاهان سرزمینی بسیاری را می‌توان در این منطقه یافت.

epigeous species often have unique adaptations.

گونه‌های سرزمینی اغلب سازگاری‌های منحصربه‌فردی دارند.

the study focused on epigeous organisms in the ecosystem.

این مطالعه بر روی ارگانیسم‌های سرزمینی در اکوسیستم متمرکز بود.

epigeous insects play a crucial role in soil health.

حشرات سرزمینی نقش مهمی در سلامت خاک ایفا می‌کنند.

some epigeous plants are used in traditional medicine.

برخی از گیاهان سرزمینی در طب سنتی استفاده می‌شوند.

we observed various epigeous species during our hike.

ما گونه‌های مختلف سرزمینی را در حین پیاده‌روی خود مشاهده کردیم.

epigeous growth patterns vary among different species.

الگوهای رشد سرزمینی در گونه‌های مختلف متفاوت است.

understanding epigeous habitats is essential for conservation.

درک زیستگاه‌های سرزمینی برای حفاظت ضروری است.

researchers are studying the interactions of epigeous flora and fauna.

محققان در حال مطالعه تعاملات گیاهان و جانوران سرزمینی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید