subaerial

[ایالات متحده]/ˌsʌb.əˈeə.ri.əl/
[بریتانیا]/ˌsʌb.əˈɛr.i.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا رخ دادن بر روی سطح زمین; مربوط به یا مرتبط با جو بالای زمین

عبارات و ترکیب‌ها

subaerial processes

فرآیندهای فراساحلی

subaerial erosion

فرسایش فراساحلی

subaerial landforms

زمینه های فراساحلی

subaerial habitats

زیستگاه های فراساحلی

subaerial deposits

رسوبات فراساحلی

subaerial environments

محیط های فراساحلی

subaerial vegetation

گیاهان فراساحلی

subaerial landscapes

مناظر فراساحلی

subaerial activities

فعالیت های فراساحلی

subaerial features

ویژگی های فراساحلی

جملات نمونه

the subaerial environment is crucial for many species.

محیط زیرهوایی برای بسیاری از گونه‌ها حیاتی است.

subaerial plants have adapted to survive in harsh conditions.

گیاهان زیرهوایی برای زنده ماندن در شرایط سخت سازگار شده اند.

researchers study subaerial processes to understand erosion.

محققان فرآیندهای زیرهوایی را برای درک فرسایش مطالعه می کنند.

subaerial habitats support a diverse range of wildlife.

زیستگاه های زیرهوایی از طیف گسترده ای از حیات وحش پشتیبانی می کنند.

the subaerial zone is where land meets water.

منطقه زیرهوایی جایی است که زمین با آب برخورد می کند.

subaerial exposure can lead to significant weathering.

قرار گرفتن در معرض زیرهوایی می تواند منجر به فرسایش قابل توجهی شود.

many geological features are formed in subaerial conditions.

بسیاری از ویژگی های زمین شناسی در شرایط زیرهوایی شکل می گیرند.

subaerial landscapes often display unique vegetation.

مناظر زیرهوایی اغلب دارای پوشش گیاهی منحصر به فرد هستند.

human activities impact subaerial ecosystems significantly.

فعالیت های انسانی به طور قابل توجهی بر اکوسیستم های زیرهوایی تأثیر می گذارد.

subaerial zones are vital for carbon storage.

مناطق زیرهوایی برای ذخیره کربن حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید