epigraphs

[ایالات متحده]/'epɪgrɑːf/
[بریتانیا]/'ɛpɪɡræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوشته؛ شعار؛ نوشته‌ای که بر روی یک ساختمان یا اثر ادبی حک شده است.

جملات نمونه

Simply introduce the aerolith epigraph of Ming Jiajing, enumerate the lists of inscriptions and horizontal tablet of mosques in Datong area.

به سادگی خطوط هوازی را در دوره مینگ جیاجینگ معرفی کنید، فهرست‌ها و سنگ‌نوشته‌های افقی مساجد در منطقه داتون را فهرست کنید.

The book began with an epigraph from a famous poet.

کتاب با مقدمه‌ای از شاعری مشهور آغاز شد.

She chose a meaningful epigraph for her thesis.

او مقدمه‌ای معنی‌دار برای پایان‌نامه خود انتخاب کرد.

The epigraph at the beginning of the chapter set the tone for the story.

مقدمه‌ای در ابتدای فصل، لحن داستان را تعیین کرد.

The epigraph provided insight into the author's inspiration.

مقدمه بینشی در مورد الهام نویسنده ارائه داد.

He included an epigraph in his speech to emphasize his point.

او برای تاکید بر حرف خود، مقدمه‌ای را در سخنرانی خود گنجاند.

The epigraph served as a prelude to the novel.

مقدمه به عنوان پیش‌درگاهی برای رمان عمل کرد.

The epigraph was written in Latin and translated into English.

این مقدمه به زبان لاتین نوشته شده و به زبان انگلیسی ترجمه شد.

The epigraph encapsulated the main theme of the play.

مقدمه مضمون اصلی نمایشنامه را در خود جای داده بود.

She found the perfect epigraph to open her presentation.

او مقدمه‌ای عالی برای شروع ارائه خود پیدا کرد.

The epigraph added depth to the meaning of the poem.

مقدمه عمقی به معنای شعر بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید