epiphysis

[ایالات متحده]/ɪˈpɪfɪsɪs/
[بریتانیا]/ɪˈpɪfɪsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از اسکلت در انتهای یک استخوان بلند؛ غده پینه‌ای در مغز؛ صفحه رشد یک استخوان
Word Forms
جمعepiphyses

عبارات و ترکیب‌ها

epiphysis growth

رشد اپیفیز

epiphysis fracture

شکستگی اپیفیز

epiphysis plate

صفحه اپیفیز

epiphysis development

توسعه اپیفیز

epiphysis injury

آسیب اپیفیز

epiphysis joint

مفصل اپیفیز

epiphysis region

منطقه اپیفیز

epiphysis anatomy

آناتومی اپیفیز

epiphysis cartilage

غضروف اپیفیز

epiphysis closure

بستن اپیفیز

جملات نمونه

the epiphysis is crucial for bone growth.

اپifiz حائز اهمیت رشد استخوان است.

injuries to the epiphysis can affect growth plates.

آسیب به اپifiz می تواند بر صفحات رشد تأثیر بگذارد.

doctors often examine the epiphysis for signs of injury.

پزشکان اغلب اپifiz را برای علائم آسیب بررسی می کنند.

the epiphysis develops during childhood.

اپifiz در دوران کودکی رشد می کند.

radiographs can show the condition of the epiphysis.

رادیوگرافی می تواند وضعیت اپifiz را نشان دهد.

understanding epiphysis helps in pediatric medicine.

درک اپifiz به کمک پزشکی کودکان کمک می کند.

research on the epiphysis can lead to better treatments.

تحقیقات در مورد اپifiz می تواند منجر به درمان های بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید