epitomes

[ایالات متحده]/ɪˈpɪtəmiːz/
[بریتانیا]/ɪˈpɪtəmiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مثال کامل یا تجسم از یک کیفیت یا نوع خاص

عبارات و ترکیب‌ها

epitomes of excellence

خلاصه‌ای از برتری

epitomes of beauty

خلاصه‌ای از زیبایی

epitomes of success

خلاصه‌ای از موفقیت

epitomes of style

خلاصه‌ای از سبک

epitomes of strength

خلاصه‌ای از قدرت

epitomes of grace

خلاصه‌ای از ظرافت

epitomes of innovation

خلاصه‌ای از نوآوری

epitomes of wisdom

خلاصه‌ای از خرد

epitomes of courage

خلاصه‌ای از شجاعت

epitomes of leadership

خلاصه‌ای از رهبری

جملات نمونه

these paintings are epitomes of modern art.

این نقاشی‌ها تجسم هنر مدرن هستند.

she is often seen as one of the epitomes of beauty.

او اغلب به عنوان یکی از تجسم‌های زیبایی دیده می‌شود.

his achievements are epitomes of hard work and dedication.

دستاوردهای او تجسم تلاش و تعهد هستند.

the book is considered one of the epitomes of classic literature.

این کتاب به عنوان یکی از تجسم ادبیات کلاسیک در نظر گرفته می‌شود.

these athletes are epitomes of excellence in their sport.

این ورزشکاران تجسم برتری در ورزش خود هستند.

her career is an epitome of success and resilience.

مسیر شغلی او تجسم موفقیت و تاب‌آوری است.

these designs are epitomes of innovation and creativity.

این طرح‌ها تجسم نوآوری و خلاقیت هستند.

he is an epitome of generosity and kindness.

او تجسم سخاوت و مهربانی است.

these moments are epitomes of joy and celebration.

این لحظات تجسم شادی و جشن هستند.

the film is an epitome of storytelling and cinematography.

این فیلم تجسم داستان‌سرایی و فیلمبرداری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید