equipages

[ایالات متحده]/ˈɛkwɪpɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈɛkwɪpɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجهیزات یا لوازم جانبی؛ مجموعه‌ای از ابزارها یا دستگاه‌ها؛ کالسکه و همراهان

عبارات و ترکیب‌ها

military equipage

تجهیزات نظامی

transport equipage

تجهیزات حمل و نقل

sailing equipage

تجهیزات قایقرانی

fishing equipage

تجهیزات ماهیگیری

safety equipage

تجهیزات ایمنی

rescue equipage

تجهیزات نجات

firefighting equipage

تجهیزات اطفاء حریق

medical equipage

تجهیزات پزشکی

space equipage

تجهیزات فضایی

sports equipage

تجهیزات ورزشی

جملات نمونه

the equipage of the ship was well-maintained.

تجهیزات کشتی به خوبی نگهداری می شد.

they decided to upgrade the equipage for the expedition.

آنها تصمیم گرفتند تجهیزات را برای экспедиция ارتقا دهند.

the equipage included tents, food supplies, and tools.

تجهیزات شامل چادرها، مواد غذایی و ابزارها بود.

each team member was responsible for their own equipage.

هر یک از اعضای تیم مسئول تجهیزات خود بودند.

proper equipage is essential for a successful journey.

تجهیزات مناسب برای یک سفر موفق ضروری است.

the equipage was loaded onto the truck for the trip.

تجهیزات سوار کامیون برای سفر شد.

they inspected the equipage before setting out.

آنها قبل از حرکت تجهیزات را بررسی کردند.

his equipage for the camping trip was very comprehensive.

تجهیزات او برای سفر کمپینگ بسیار جامع بود.

the equipage for the event was provided by the organizers.

تجهیزات برای رویداد توسط برگزارکنندگان ارائه شد.

she packed her equipage carefully for the hike.

او به طور مراقبتی تجهیزات خود را برای پیاده روی جمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید