eradicates poverty
بها دادن به ریشه کنی فقر
eradicates disease
بها دادن به ریشه کنی بیماری
eradicates hunger
بها دادن به ریشه کنی گرسنگی
eradicates violence
بها دادن به ریشه کنی خشونت
eradicates racism
بها دادن به ریشه کنی نژادپرستی
eradicates corruption
بها دادن به ریشه کنی فساد
eradicates pests
بها دادن به ریشه کنی آفات
eradicates ignorance
بها دادن به ریشه کنی جهل
eradicates inequality
بها دادن به ریشه کنی نابرابری
eradicates threats
بها دادن به ریشه کنی تهدیدها
the new policy eradicates poverty in the region.
سیاست جدید فقر را در منطقه از بین میبرد.
this treatment effectively eradicates the disease.
این درمان به طور موثر بیماری را از بین میبرد.
education eradicates ignorance and promotes awareness.
آموزش جهل را از بین میبرد و آگاهی را ترویج میکند.
the organization aims to eradicate hunger worldwide.
این سازمان هدف خود را از بین بردن گرسنگی در سراسر جهان قرار داده است.
he believes that technology can eradicate many social issues.
او معتقد است که فناوری میتواند بسیاری از مشکلات اجتماعی را از بین ببرد.
the initiative seeks to eradicate discrimination in the workplace.
این طرح به دنبال از بین بردن تبعیض در محیط کار است.
regular exercise can help eradicate health problems.
ورزش منظم میتواند به از بین بردن مشکلات سلامتی کمک کند.
efforts to eradicate pollution are gaining momentum.
تلاشها برای از بین بردن آلودگی در حال افزایش است.
she works tirelessly to eradicate child labor.
او بیوقفه برای از بین بردن کار کودکان تلاش میکند.
community programs can help eradicate crime in neighborhoods.
برنامههای محلی میتوانند به از بین بردن جرم و جنایت در محلهها کمک کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید